پیام ویژه

آخرين مطالب

چرخش سیاسی سعودی يادداشت

چرخش سیاسی سعودی
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - چرخش سیاسی سعودی
سایز متن الف الف
لینک کوتاه در کلیبرد کپی شد! http://akhr.ir/6066120
٤٨٦
٠
اعتماد / متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن در آخرین خبر به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نیست
احسان شمس/ عربستان سعودی از بدو تاسیس خود، همیشه سیاست خویشتندارانه و محتاطی را در عرصه بین‌المللی به نمایش می‌گذاشت. کشوری که مهد تندرویی اسلامی در قالب وهابی‌گری بوده و آن را به پاکستان و شمال آفریقا صادر می‌کرد در عین حال متحد استراتژیک غرب بود. هیچگاه دست خود را در تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی آشکار نمی‌کرده و همیشه از تصمیمات شتابزده و التهاب‌زا دوری می‌کرد. این سیاست ناشی از وابستگی کامل به آن طرف مرزها بود. از زمان قرارداد پترودلار-که بازی برد برد ایالات متحده و سعودی بود- عربستان جزیی تفکیک‌ناپذیر از سیاست خارجه ایالات متحده شد؛ اما این وابستگی را با زیرکی خنثی می‌کرد. سرمایه‌های سعودی در بانک‌های ایالات متحده به حدی است که خروج آنان لطمه جبران‌ناپذیری به اقتصاد ایالات متحده می‌زند. از طرف دیگری پیمان‌های بزرگ دفاعی، صنایع نظامی غرب را به ادامه حیات سعودی وابسته می‌کند. نفت سعودی گرچه به ظاهر در اختیار غرب است اما در خفا حیات غرب نیز در گروی آن است. پس درست است که در ظاهر سعودی سرسپردگی کامل به غرب دارد ولی این سرسپردگی به اعتیاد غرب به سعودی منجر شده است. یکی از لوازم این بازی زیرکانه، احتیاط در عرصه دیپلماسی است بنابراین عربستان موضع قاطعی در مقابل اسراییل نمی‌گرفت. همچنان از منابر مذهبی، آرمان فلسطین به گوش می‌رسد اما در عمل بی‌عملی حاکم است. در کنار اینها سعودی سعی در گسترش نفوذ منطقه‌ای خود نیز کرده است. رفتن صدام حسین همانقدر که به نفع ایران تمام شد به نفع سعودی نیز بود و توانست خود را از همسایه یاغی نجات دهد. پیمان طایف که به بحران لبنان پایان داد و پیمان مکه که دوران گذار عراق را به پایان رساند و بسیاری مانند این با رهبری عربستان رخ داد. پس سیاست خارجی عربستان بسیار فعال بوده و هست اما در راستای استراتژی خاص خود. این استراتژی گره زدن بیشتر امنیت غرب و منطقه به امنیت عربستان است.
این سیاست زیرکانه با آمدن ملک سلمان و پسر بلندپروازش به زیر کشیده شد. اکنون پنبه سعودی به شمشیری عریان در دست زنگی مست بدل شده و دخالت‌ها و جنگ‌ها(چه داخلی و چه خارجی) یکی‌یکی آغاز می‌شود. بن سلمان کودتاگونه برخلاف سنت، ولیعهد می‌شود. ساختار اجتماعی عربستان به سمت اسلام‌زدایی پیش می‌رود. شاهزادگان خلع سلاح، خلع قدرت و خلع پول می‌شوند. تقابل منطقه‌ای با ایران شدت می‌گیرد. قطر تحریم می‌شود. یمن به آتش کشیده شده و بازی خطرناکی در عراق، سوریه، لبنان آغاز می‌شود. کیست که نداند بن سلمان با نخست‌وزیر لبنان چه کرد؟ حمایت سعودی از جبهه النصره بر همه آشکار است. او به صراحت به عباس، رهبر تشکیلات خودگردان می‌گوید:«خفه شو و صلح را بپذیر». این سیاست با آمدن ترامپ گستاخانه‌تر می‌شود تا برسیم به آن نقطه عطف بزرگ در استانبول. واکنش جامعه جهانی به قتل خاشقجی نشان داد که دولت ملک سلمان بر لبه تیغ قدم برمی‌دارد و پس از آن نقطه عطف به یکباره سعودی آرام می‌گیرد.
ایا این قتل، نقطه عطفی بود که چرخش به سیاست گذشته را در سیاست عربستان باعث شد؟ آیا عربستان به سیاست خارجی ملک عبدالله و ملک فهد بازگشته است؟ چند قرینه برای پاسخ به این سوال وجود دارد: هنوز تحریم قطر پابرجاست؛ هنوز کوشنر برای معامله بزرگ قرن با بن سلمان دیدار می‌کند؛ هنوز از دیکتاتوری در بحرین حمایت می‌شود؛ هنوز یمن در آتش می‌سوزد؛ هنوز بحران لبنان، سوریه و عراق ادامه دارد؛ هنوز طالبان برای ایالات متحده خطر محسوب می‌شود و هنوز برای بر هم خوردن امنیت ترکیه دلار خرج می‌شود. پس باید گفت چرخشی رخ نداده بلکه صرفا هیاهوگری سعودی فروکش کرده است. عربستان سعودی تا قبل از حمله به تاسیسات آرامکو احساس می‌کرد که تنها قدرت منطقه‌ای است و غرب امنیت او را تضمین می‌کند، حال که خود پایگاه‌های امریکایی موشک‌باران می‌شود و ترامپ صرفا از کشته نشدن سربازان ابراز خرسندی می‌کند، معلوم می‌شود که سعودی تخم‌مرغ‌های خود را در سبد اشتباهی قرار داده است. این فروکش کردن ناشی از درک واقعی قدرت ایران، خرسندی از تحریم ایران و بدبین شدن به توان راهبردی ترامپ است. اما بن سلمان همچنان همان گرگی است که در کنسولگری استانبول از بوی خون مست شده بود.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

رویگردانی احزاب امریکا از لابی اسراییل

کرونا رئیس جمهور چین را به زیر می‌کشد؟

«جمع کنید و بروید»!؛ اشتراک پوپولیسم ایرانی و آمریکایی

هاآرتص: ایران چگونه می‌تواند اسرائیل را در انتخابات آمریکا درگیر کند؟

واشنگتن پست: زمان آن است که آمریکا یک برای همیشه عراق را ترک کند

شلیک به پای تیم ملی

گرافیست لبنانی: حاج قاسم با هیچ قهرمانی قابل مقایسه نیست

خودزنی اتحادیه اروپا

تفاوت رفتاری مورچه و گنجشک در نگهداری کارون

سقوط آمریکای دیوانه در خاورمیانه

نسخه امیرکبیر علیه ترامپی ها

ایران و افغانستان؛ هر کجا مرز کشیدند شما پل بزنید

احمدی‌نژادی‌تر از احمدی‌نژاد!

رییس‌جمهوری از سخنان اختلاف‌افکنانه پرهیز کند

انتقاد بی‌سابقه آلمان از قدرت‌های جهانی

دوئل تهران و ریاض در مونیخ

دیوار روحانی

غایبان واقعی انتخابات

گواردیولا باش، ولی بدون آقازاده

بازی به سبک ترامپ

آمریکا در مسیر چین هراسی

کارون جادوی آمیخته به اندوه

شکست ائتلاف اصولگرایان؛ مشارکتِ موردی اصلاح‌طلبان

سیاهه انتخاباتی دولت

مشی آیت‌اللّه هاشمی شرکت حداکثری در انتخابات بود

چرا قیمت دلار به بالاترین سطح زمستان 98 رسید؟

مهاجرت دنباله‌دار خبرنگاران صداوسیما

یک پرونده مخوف بانکی

شکاف در بلوک غرب/ برلین: دورانی که آمریکا پلیس جهان بود گذشت

به چه کسانی نباید رأی داد!

کارنامه آنان که نیستند

یک همه‌پرسی برای همیشه

هنوز علت ردصلاحیتم را نمی‌دانم و پاسخی برای مردم ندارم

احیای اندیشه اصلاح‌طلبی

حمله به دولت و مجلس دفاع از رد صلاحیت‌ها

استراتژیست روس محبوب محافظه‌کاران ایرانی

سوء‌مدیریت و تحمیل تورم یعنی خوشحال کردن 83 میلیون ایرانی؟

وقتی اصلاح طلبان در زنگ حساب انشا می‌خوانند

سرمقاله خراسان/ ضرورت عیارسنجی اقتصادی نامزدهای انتخابات

سرمقاله کیهان/ لحظات سرنوشت‌ساز در سوریه و یک فرصت طلایی!

سرمقاله شرق/ ایران و آمریکا در صحنه برجام

سرمقاله اعتماد/ به اقتفای سیدین

سرمقاله وطن امروز/ گریه اراده، قدرت و عزت

سرمقاله رسالت/ مجلس جوان و انقلابی

سرمقاله آفرینش/ کشاورزی ما به حمایت و اراده و عزم جزم نیازمند است

سرمقاله ابتکار/ فقر راهبرد در جبهه اصولگرایی

سرمقاله اطلاعات/ کنفرانس امنیتی مونیخ

سرمقاله دنیای اقتصاد/ مخارج انتخاباتی و فساد

چو دزدی با چراغ آید.../ ادعای اشرف غنی درباره زبان فارسی

پایداری همچنان مقابل اصولگرایان