اخبار محرمانه - خراسان/ همه ما گاهی در قضاوت دیگران دچار تردید میشویم، اما بدگمانی بیمارگونه یا پارانویا فراتر از محتاط بودن است. در این حالت، ذهن فرد به قلعهای تسخیرناپذیر تبدیل میشود که قرار بوده از او محافظت کند، اما کمکم آن قلعه را به زندانی تاریک بدل میکند. پارانویا یکی از پیچیدهترین و در عین حال ناشناختهماندهترین پدیدههای روانشناختی است که برخلاف تصور رایج، فقط در اختلالات شدید روانی دیده نمیشود و طیفی از بدبینی ساده تا هذیانهای سازمانیافته را شامل میشود.
پارانویا چیست؟
پارانویا از ریشه یونانی گرفته شده و به معنای «اندیشه در کنار خویش» است و در تعریف بالینی، الگویی از سوءظن فراگیر و بیاعتمادی به دیگران محسوب میشود که انگیزههای دیگران را خصمانه تفسیر میکند. افراد مبتلا اغلب احساس میکنند قربانی توطئهاند، مورد سوءقصد یا فریب قرار گرفتهاند، بدون آن که شواهد کافی وجود داشته باشد.
نشانههای کلیدی پارانویا را میتوان در سه حوزه دستهبندی کرد:
حوزه شناختی شامل باورهای غیرقابل انعطاف درباره بدخواهی دیگران، جست وجوی مداوم شواهدی برای تأیید سوءظن و نسبت دادن رویدادهای خنثی به قصد و نیت منفی.
بازار ![]()
عواطف و هیجانات مانند تحریکپذیری، خشم پنهان، حسادت بیمارگونه و احساس دائمی قربانی بودن.
رفتارهایی همچون کنارهگیری اجتماعی، کنترل مداوم اطرافیان، پرخاشگری کلامی و در موارد حاد، اقدامات تلافیجویانه.
تأثیر پارانویا بر زندگی فردی و اجتماعی
پارانویا دایره روابط فرد را تنگ و تنگتر میکند. همسر یا فرزند فرد بدگمان مدام زیر ذرهبین است. هر تأخیر در بازگشت به خانه، هر تماس تلفنی کوتاه، هر لبخندی به دیگری میتواند نشانه خیانت یا توطئه تعبیر شود. نتیجه سالها زندگی مشترک، انباشتی از سوءتفاهمهایی است که دیگر قابل بازگشت نیست. در محیط کار نیز پارانویا فاجعهآفرین است. فرد تصور میکند همکاران درصدد حذف یا تحقیر او هستند. پیشنهادها را توهین تلقی میکند، نقدها را بهجای اصلاح رفتار، شخصی میپندارد و مدام در حال پیشدستی برای حمله به دیگران است. چنین کارمندی یا به مرور منزوی میشود یا سرانجام قربانی رفتار خصمانه خود میگردد و شغلش را از دست میدهد.
ریشههای عمیق پارانویا در کجاست؟
اما آنچه پارانویا را از منظر روانشناسی شناختی شایسته تأمل ویژه میکند، «خطای اسناد خصمانه» است. انسانها پیوسته در حال نسبت دادن علت به رویدادها هستند، اما فرد بدگمان تمایل دارد رویدادهای مبهم یا حتی بیطرف را مستقیماً به نیت خصمانه دیگران نسبت دهد. پژوهشها نشان میدهد این الگو ریشه در سه عامل دارد: نخست، تجارب اولیه دلبستگی ناایمن که در آن کودک یاد میگیرد جهان جای امنی نیست. دوم، ضعف در نظریه ذهن یعنی توانایی درک حالات روانی دیگران. فرد پارانوئید به سختی میتواند خود را جای دیگری بگذارد و انگیزههای غیرخصمانه را تصور کند. سوم، سوگیری تأییدی که فرد تنها به اطلاعاتی توجه میکند که بدبینیاش را تأیید کند و شواهد مخالف را نادیده میگیرد یا تحریف میکند.
نکته جالب توجه این است که پژوهشهای عصبشناختی اخیر نشان داده است در برخی از انواع پارانویا، آمیگدال یا همان مرکز پردازش ترس در مغز، نسبت به محرکهای خنثی نیز واکنش شدید نشان میدهد. گویی مغز بهاشتباه، تهدید را در جایی میبیند که وجود ندارد.
پارانویا، یک اختلال پنهان
پارانویا برخلاف تصور عام، همیشه هذیانی و آشکار نیست. بسیاری از افراد با بدگمانی مزمن زندگی میکنند، بیآنکه هرگز روان پزشک یا روان شناسی را ملاقات کرده باشند. آنان در نگاه دیگران افراد محتاط، کمی گوشهگیر و شاید سختگیر به نظر میرسند، اما در درون، جهانی از سوءتفاهمهای پردردسر ساختهاند. بازگشت از این جهان، نیازمند خودآگاهی و پذیرش این حقیقت تلخ است که ممکن است ما در برداشت خود از دیگران اشتباه کرده باشیم. رواندرمانی بهویژه رویکردهای شناختی-رفتاری میتواند با اصلاح تدریجی الگوهای اسنادی، به فرد بیاموزد هر نگاه و هر لبخندی را به حساب دشمنی نگذارد. مرز میان هوشیاری و بدگمانی، گاه به نازکی یک پرسش ساده از خود است: «آیا احتمال دارد اشتباه کنم؟»