پیام ویژه - فرارو /متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
بهنوشته فرید زکریا در واشنگتن پست، جهان بهسمت دورهای پرخطرتر در حال لغزش است؛ دورهای که با فرسایش تدریجی ثبات هستهای، پایان پیمان «نیو استارت» و بازگشت رقابت تسلیحاتی سهجانبه میان آمریکا، روسیه و چین تعریف میشود. نوسازی زرادخانه روسیه، خیز هستهای چین، تضعیف رژیم عدم اشاعه و افزایش تردید متحدان آمریکا، همگی نشان میدهند جهان از بازدارندگی مدیریتشده به سوی نااطمینانی هستهای حرکت میکند.
فرید زکریا-واشنگتن پست| جهان، بیسروصدا اما پیوسته، در حال لغزیدن به قلمرویی ناآشناتر و ناامنتر است. اتحادهایی که زمانی ستونهای نظم بینالمللی بودند، امروز ترک برداشتهاند؛ تجارت جهانی نشانههای آشکار تکهتکهشدن را بروز میدهد و قدرتهای بزرگ، بیپردهتر از هر زمان دیگر، زبان تقابل را جایگزین ملاحظه کردهاند. با این حال، زیر این تحولات عیان، خطری عمیقتر و کمسروصداتر در حال شکلگیری است و آن فرسایش تدریجی ثبات هستهای می باشد.
کنترل تسلیحات در ایستگاه پایانی
در بخش بزرگی از جنگ سرد، این هراس وجود داشت که جهانی مملو از سلاحهای هستهای ناگزیر به اشاعه افسارگسیخته و در نهایت به جنگی فاجعهبار ختم شود. تاریخ نیز بهندرت شاهد آن بوده که سلاحی ساخته شود و برای مدتی طولانی بلااستفاده بماند. اما در مورد سلاحهای هستهای، استثنایی کمسابقه رقم خورد. زرادخانهها انباشته شدند، اما همزمان، شبکهای از معاهدات و هنجارها آنها را مهار کرد. توافقهای کنترل تسلیحات، شمار کلاهکها را محدود میساختند؛ منطق بازدارندگی، هرچند هراسآور، شفاف و قابلپیشبینی بود؛ و اشاعه، اگرچه هرگز بهطور کامل متوقف نشد، با فشارهای بینالمللی و قواعد نانوشته مهار میشد. این جهان عاری از خطر نبود، اما از نوعی ثبات ناپایدار برخوردار بود. اکنون، نشانهها حاکی از آن است که آن نظم شکننده به پایان راه خود نزدیک میشود.
نماد روشن این دگرگونی، انقضای پیمان «نیو استارت» در همین روزهاست که آخرین ستون باقیمانده از معماری کنترل تسلیحات هستهای میان دو دارنده بزرگ این سلاحها می باشد. برای نخستین بار در بیش از نیم قرن، هیچ محدودیت الزامآور حقوقی بر بزرگترین زرادخانههای هستهای جهان سایه نیفکنده است. خوشبینان امیدوارند این خلأ صرفاً دورهای گذرا باشد و تلاشها برای دستیابی به توافقی جایگزین آغاز شود. اما فضای کلی حاکم بر روابط قدرتهای بزرگ، چندان نویدبخش نیست. جهان ممکن است در آستانه ورود به عصری باشد که نه با انفجار ناگهانی، بلکه با فرسایش آرام قواعد بازدارندگی، بهمراتب خطرناکتر از گذشته شود.
پایان عصر نیو استارت
وقتی پیمان «نیو استارت» در سال ۲۰۱۰ امضا شد، بازتابدهنده جهانی بود که امروز دیگر شباهت چندانی به آن ندارد. در آن زمان، تسلیحات راهبردی روسیه نشانههای فرسودگی داشت، زرادخانه هستهای چین کوچک بود و بر منطق «بازدارندگی حداقلی» استوار بود؛ اما به تعبیر اریک ادلمن و فرانکلین میلر در نشریه فارین افرز، آن جهان اکنون «دیگر وجود ندارد.»
روسیه امروز در جایگاهی کاملاً متفاوت ایستاده است. ولادیمیر پوتین میگوید حدود ۹۵ درصد از نیروهای هستهای راهبردی این کشور نوسازی شدهاند. نگرانکنندهتر از آن، شکلگیری یک زرادخانه گسترده هستهای منطقهای است؛ مجموعهای متشکل از حدود ۱۵۰۰ سلاح تاکتیکی که قابلیت استفاده از زمین، هوا و دریا را دارند و اساساً خارج از شمول نیو استارت قرار میگرفتند. در جریان جنگ اوکراین، پوتین بارها با ارجاع مستقیم یا ضمنی به این توانمندیها، به بازی خطرناک تهدید و باجگیری هستهای متوسل شده است.
اما شاید مسیر چین، پیامدهایی حتی ژرفتر برای ثبات جهانی داشته باشد. زمانی که شی جینپینگ در سال ۲۰۱۲ قدرت را در دست گرفت، چین حدود ۲۴۰ کلاهک هستهای داشت. امروز این رقم از ۶۰۰ فراتر رفته و برآوردهای آمریکا نشان میدهد پکن تا سال ۲۰۳۰ در مسیر دستیابی به حدود هزار کلاهک قرار دارد. همزمان، چین در حال تکمیل یک «سهگانه هستهای» تمامعیار است: موشکهای بالستیک زمینی، زیردریاییهای حامل موشک و سامانههای پرتابشونده از هوا. از همه نگرانکنندهتر، حرکت تدریجی پکن به سمت سطوح بالاتر آمادهباش است؛ از جمله قابلیت «شلیک در هشدار»، یعنی پرتاب موشکها پیش از آنکه حمله دشمن به هدف اصابت کند.
دولت جو بایدن تلاش کرد با اتکا به گفتوگو، این مسیر را کند کرده و چین را به میز مذاکرات کنترل تسلیحات بکشاند. پاسخ پکن اما صریح و بیپرده بود: تنها زمانی وارد گفتوگوی جدی خواهد شد که اندازه زرادخانهاش به سطح آمریکا و روسیه نزدیکتر شود. به تعبیر ادلمن و میلر، چین شفافیت و راستیآزمایی را نه ابزار اعتمادسازی، بلکه نوعی آسیبپذیری میبیند. از منظر پکن، کنترل تسلیحات نه سپری برای ثبات، بلکه قیدی است که باید تا حد امکان از آن گریخت.
تصویری که از دل این تحولات بیرون میآید، جهانی است که قواعد بازدارندگی هستهای در آن نه با یک فروپاشی ناگهانی، بلکه با تغییر آرام موازنهها و ذهنیتها، در حال فرسایش است؛ جهانی که خطرش دقیقاً در همین تدریجیبودن نهفته است.
سه عقرب در یک بطری؛ بازدارندگی در آستانه فروپاشی
حاصل این دگرگونی، شکلگیری رقابتی هستهای سهجانبه است؛ رقابتی بهمراتب پیچیدهتر، ناپایدارتر و مبهمتر از رویارویی دوقطبی دوران جنگ سرد. نشریه اکونومیست برای توضیح این وضعیت به استعارهای ماندگار متوسل میشود: آنچه رابرت اوپنهایمر زمانی «دو عقرب در یک بطری» مینامید، اکنون به سه عقرب بدل شده است؛ بطری شلوغتر شده و رفتار عقربها پیشبینیناپذیرتر.
اهمیت این تحول دقیقاً در همینجاست: هرچه سامانه پیچیدهتر میشود، بازدارندگی شکنندهتر میگردد. جهان هستهای دوقطبی خطرناک بود، اما منطق آن قابل فهم بود. جهان سهقطبی یا چندقطبی چنین مزیتی ندارد. روسیه و چین به همکاریهای نزدیکتر روی آوردهاند، فناوریهای نظامی مبادله میکنند و رزمایشهای مشترکی برگزار میکنند که گاه نیروهای دارای قابلیت هستهای را نیز در بر میگیرد. کمیسیون دوحزبی «وضعیت راهبردی آمریکا» در سال ۲۰۲۳ هشدار داد که ایالات متحده ممکن است با سناریوی «تهاجم فرصتطلبانه» یا حتی فشار هماهنگ در چند جبهه روبهرو شود؛ در حالی که نیروهای هستهای این کشور به جای بازدارندگی هم زمان دو رقیب هم تراز، اساسا برای رقابتی عمدتاً دوجانبه طراحی شدهاند.
مسابقههای تسلیحاتی، ذاتاً خطرناکاند. اعداد آرامآرام بالا میروند، دکترینها مبهمتر میشوند و احتمال سوءمحاسبه افزایش مییابد؛ نه فقط در میدان جنگ، بلکه در دل بحرانها، رزمایشها یا حتی لحظات هراس ناگهانی. سامانههای هستهای مدرن بیش از هر زمان دیگر با شبکههای سایبری، حسگرهای فضایی و چرخههای تصمیمگیری فشرده گره خوردهاند. یک هشدار اشتباه یا یک برداشت نادرست میتواند بسیار سریعتر از گذشته به تشدید بحران منجر شود.
این خطر، به قدرتهای بزرگ محدود نمیماند. بنا بر گزارش نیویورک تایمز، حدود ۴۰ کشور از توان فنی لازم برای تولید سلاح هستهای برخوردارند. برای دههها، رژیم عدم اشاعه بر نوعی معامله نانوشته استوار بود: بیشتر کشورها از دستیابی به سلاح هستهای صرفنظر میکردند، در برابر تضمینهای امنیتی و این وعده که قدرتهای هستهای زرادخانههای خود را مسئولانه و محدود مدیریت خواهند کرد. امروز، هر دو ستون این معامله زیر فشار قرار گرفتهاند.
با افزایش تردیدها نسبت به تعهد پایدار آمریکا به دفاع از متحدانش، برخی کشورها در سکوت در حال بازنگری گزینههای خود هستند. در کرهٔ جنوبی، بحث درباره دستیابی به بازدارندگی هستهای مستقل از حاشیه به متن آمده است. در ژاپن، گفتوگوهایی که زمانی تابو و غیرقابل تصور بود، اکنون در میان استراتژیستها به شکل زمزمههای جدی شنیده میشود. اگر چنین روندی در شمالشرق آسیا آغاز شود، بهسختی میتوان انتظار داشت که به همان منطقه محدود بماند.
جهان، آرام و بیسروصدا، در حال لغزش از بازدارندگی مدیریتشده به سوی تسلیح مجدد رقابتی است؛ از محدودیت به سوی انباشت، و از پیشبینیپذیری به سوی بداههپردازی. دههها زیر سایه ویرانگرترین سلاحهای تاریخ زیستهایم و آموختهایمکه چگونه از بهکارگیری آنها پرهیز کنیم. این دستاورد، یکی از بزرگترین نقاط عطف تاریخ بشر بود؛ اما اکنون بیش از هر زمان دیگر، شکننده و شاید موقتی به نظر میرسد.
بازار ![]()