پیام ویژه - فرارو /متن پیش رو در فرارو منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
تحلیل سیانان استدلال میکند که حملات آمریکا به ایران، تلاش دوباره دولت ترامپ برای وادار کردن تهران به عقبنشینی از مسیر فشار نظامی است؛ راهبردی که تاکنون بیشتر به سرسختی ایران انجامیده است. با وجود هدف واشنگتن برای تغییر موازنه در تنگه هرمز و تقویت موقعیت دیپلماتیک خود، خطر تشدید بحران، افزایش قیمت انرژی، واکنش ایران و گرفتار شدن ترامپ در بنبستی خودساخته همچنان پابرجا مانده است.
استفان کالینسون-سیانان| دولت ترامپ بار دیگر در تلاش است فرضیهای را به کرسی بنشاند که تا امروز ناکارآمدی آن در مسیر جنگ با ایران ثابت شده است؛ این تصور که میتواند تهران را وادار به عقبنشینی و پذیرش شروط واشنگتن کند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز چهارشنبه تنها چند ساعت پس از آنکه جمهوری اسلامی را به «وقتکشی» در نهایی کردن توافق متهم کرد، فرمان دور تازهای از حملات به چند هدف در خاک ایران را صادر کرد. او با لحنی تند گفت: «آنها مدام ما را سادهلوح فرض میکنند.» در همین حال، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، این حملات را تلاشی برای «ارسال پیامی روشن» به تهران دانست و مدعی شد: «اگر لازم باشد با بمب مذاکره کنیم، دقیقاً همین کار را خواهیم کرد.»
در ساعات نخست پس از حملات، ابعاد دقیق خسارات روشن نبود. با این حال، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) در بیانیهای ادعا کرد که توانمندیهای نظارتی، سامانههای ارتباطی و تجهیزات پدافند هوایی ایران را با مهمات دقیق هدف قرار داده است.
اکنون تحلیلگران در حال بررسی این موضوع هستند که آیا این حملات (که بخشی از آنها با هدف تضعیف تسلط تهران بر تنگه هرمز انجام شده) میتواند موضع ایران را در مذاکرات تغییر دهد یا خیر. با وجود پیروزیهای تاکتیکی مقطعی، گزینه نظامی هنوز نتوانسته است برای دونالد ترامپ به یک دستاورد راهبردی تبدیل شود و این خطر وجود دارد که دور تازه حملات، واشنگتن را در همان بنبست همیشگی گرفتار کند.
تنگه هرمز؛ پاشنه آشیل ترامپ
تجربه سه ماه گذشته نشان میدهد هر بار که واشنگتن فشار نظامی را افزایش داده، بر سرسختی رهبران ایران افزوده است. این فشارها تنها این برداشت را در تهران تقویت کرده که دونالد ترامپ شریکی غیرقابل اعتماد برای هرگونه توافق است. همانطور که امیرسعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، تأکید کرد: «هیچ توافق پایداری از مسیر تهدید و ارعاب حاصل نخواهد شد.» به بیان سادهتر، تهران میخواهد به جهان ثابت کند که با بمباران نمیتوان کشوری را به میز مذاکره کشاند.
حملات اخیر آمریکا سه عامل اصلی این درگیری را روشنتر کرد:
خشم علنی ترامپ از مخالفت تهران با شروط او برای بازگشایی تنگه هرمز.
پافشاری ترامپ بر این باور غلط که تنها «زور» میتواند طرف مقابل را تسلیم کند.
آمادگی ترامپ برای اخلال در روند دیپلماسی دقیقاً در حساسترین لحظات.
بازار ![]()
این موج از حملات درست زمانی رخ داد که میانجیگران قطری برای حل اختلافات باقیمانده وارد تهران شده بودند. ترامپ پیشتر نیز دستکم دو بار مسیر دیپلماسی را دور زده بود؛ او نشان داده است که هرگاه از روند طولانی مذاکرات خسته میشود، به راحتی به گزینههای نظامی روی میآورد.
کارتهای بازی تهران و کابوس بنزین در آمریکا
هر بار که ترامپ به نیروی نظامی متوسل میشود، خطر خروج بحران از کنترل افزایش مییابد. جیم هایمز، عضو ارشد دموکرات در مجلس نمایندگان آمریکا، در گفتوگو با سیانان هشدار داد که ایران همچنان توانایی هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی متحدان آمریکا در منطقه را دارد.
هایمز با اشاره به توانایی همپیمانان یمنیِ ایران برای مختل کردن صادرات نفت، تأکید کرد: «ایران هنوز کارتهای زیادی برای بازی دارد که همه آنها به یک نتیجه ختم میشوند: افزایش شدید قیمت بنزین برای مردم آمریکا.»
دست برتر ایران در میدان دیپلماسی
با وجود این هشدارها، مقامهای آمریکایی میگویند هدفشان آغاز یک جنگ تمامعیار نیست، بلکه میخواهند «قواعد بازی» را تغییر دهند. اما تلاش جدید واشنگتن در صورتی به نتیجه میرسد که ایران بپذیرد ترامپ در این جنگ پیروز شده است؛ اتفاقی که با واقعیت همخوانی ندارد.
تهران با کنترل سختگیرانه بر تنگه هرمز، خسارات اقتصادی سنگینی به جهان وارد کرده و فشار سیاسی بر ترامپ را به اوج رسانده است؛ به همین دلیل، خود را در موضع قدرت میبیند. از نگاه رسانههای غربی، بقای نظام سیاسی ایران پس از این حملات، خود نوعی پیروزی محسوب میشود و هیچ نشانه روشنی از نزدیک بودن نقطه فروپاشی در ساختار حکومتی دیده نمیشود. همین موضوع توضیح میدهد که چرا تهران زیر بار عقبنشینی آشکاری که ترامپ برای بهبود وضع خود در نظرسنجیها به آن نیاز دارد، نمیرود.
پیامهای متناقض ترامپ نشان میدهد او در تلهای خودساخته گرفتار شده است. اگر دور تازه حملات نتواند تهران را به عقبنشینی وادار کند، بار دیگر این پرسش بزرگ پیش روی ترامپ قرار میگیرد: چرا همچنان به رویکردی تکیه دارد که ناکارآمدی آن بارها و بارها ثابت شده است؟