پیام ویژه - ایرنا / یک مقام پیشین لبنانی با ارائه تحلیلی از توافق چارچوبی میان دولت لبنان، آمریکا و رژیم صهیونیستی، نوشت که این توافق فراتر از توقف درگیریها، میتواند مسیر بازتعریف ساختار امنیتی و سیاسی لبنان را هموار کند؛ توافقی که به باور او، پیامدهای آن در لایههای پنهان متن بیش از مفاد اعلامی آن اهمیت دارد.
منیر شحاده، نویسنده و هماهنگکننده پیشین دولت لبنان نزد نیروهای موقت سازمان ملل در جنوب این کشور(یونیفل) و مدیرکل پیشین اداره و رئیس سابق دادگاه دائمی نظامی لبنان، در یادداشتی در شبکه المیادین به بررسی ابعاد توافق چارچوبی میان واشنگتن، بیروت و رژیم صهیونیستی پرداخت.
وی در ابتدای این تحلیل نوشت که خطر توافقهای سیاسی را نباید بر اساس آنچه در بیانیهها اعلام میشود سنجید، بلکه باید به آنچه میان سطور پنهان مانده توجه کرد. به اعتقاد او، بیانیه آمریکایی درباره توافق چارچوبی میان واشنگتن، بیروت و رژیم صهیونیستی در ظاهر توافقی برای آتشبس و ترتیبات امنیتی است، اما در باطن، مسیری سیاسی و امنیتی را پایهگذاری میکند که پیش از بازترسیم مرزها با رژیم صهیونیستی، موازنههای داخلی لبنان را بازتعریف خواهد کرد.
شهاده با اشاره به مخالفت مقاومت با مذاکره مستقیم با رژیم صهیونیستی، نوشت که با وجود این مخالفت، دولت لبنان بر ادامه این مسیر اصرار ورزید و روز گذشته توافقی را امضا کرد که خطرناکترین ویژگی آن این است که از الزام رژیم صهیونیستی به اجرای تعهدات قانونی خود آغاز نمیشود؛ تعهداتی مانند عقبنشینی کامل از اراضی اشغالی لبنان و توقف حملات روزانه.
وی افزود این توافق بهجای تمرکز بر مساله اشغال، از بازآرایی ساختار داخلی لبنان آغاز میشود؛ به این معنا که مرکز ثقل از حل مساله اشغال به سمت رسیدگی به ساختار امنیتی و سیاسی خود لبنان منتقل شده است.
در ادامه این تحلیل آمده است که بند مربوط به ایجاد «مناطق آزمایشی» تنها یک موضوع اداری نیست، بلکه مفهومی است که میتواند اجرای توافق را به بخشهای جغرافیایی تقسیم کند؛ بهگونهای که هر منطقه به محلی برای آزمودن واکنشهای سیاسی و اجتماعی تبدیل شود.
شهاده معتقد است که در گذر زمان، این مناطق میتوانند به واقعیتی دائمی تبدیل شوند و بخشهایی از لبنان بر اساس ترتیباتی متفاوت از سایر مناطق اداره شوند؛ مسالهای که از نگاه او به ایجاد نوعی تمایز امنیتی و سیاسی در درون دولت لبنان منجر خواهد شد.
وی همچنین به موضوع انحصار سلاح پرداخت و نوشت که این مساله در قالب راهبرد دفاع ملی تدوینشده توسط لبنانیها مطرح نشده است، بلکه در دستور کار مذاکراتی قرار گرفته که آمریکا آن را مدیریت میکند و رژیم صهیونیستی آن را پیششرط هر پیشرفت سیاسی میداند. این امر در عمل به این معناست که پرونده داخلی لبنان به بخشی از مذاکرات با رژیم صهیونیستی تبدیل شده و دیگر موضوعی صرفاً حاکمیتی و داخلی محسوب نمیشود.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است که توافق، ادامه مذاکرات مستقیم برای رسیدن به توافقی جامع را نیز دربر میگیرد؛ عبارتی که به گفته نویسنده، حساسترین بخش توافق است، زیرا هیچ سقف مشخصی برای موضوعات و محدوده این مذاکرات تعیین نکرده و میتواند مسیر را از آتشبس به پروندههای مرزی، سپس مسائل امنیتی، روابط سیاسی و حتی شکلهایی از عادیسازی غیرعلنی روابط سوق دهد.
شهاده همچنین یکی از خطرناکترین خلأهای توافق را نبود تعهدات متوازن دانست و نوشت در حالی که از لبنان خواسته شده اقدامات اجرایی مشخصی انجام دهد، متن توافق هیچ جدول زمانی الزامآوری برای عقبنشینی رژیم صهیونیستی، توقف نقضهای هوایی، ترورها یا جلوگیری از بازگشت عملیات نظامی ارائه نمیدهد.
وی نتیجه میگیرد که در چنین وضعیتی، اجرای توافق نامتوازن خواهد بود و رژیم صهیونیستی در موقعیتی قرار میگیرد که بتواند تعهدات را بر اساس تفسیر خود تعریف کند.
این مقام پیشین لبنانی در ادامه نقش آمریکا بهعنوان تنها ضامن توافق را نیز مورد انتقاد قرار داد و نوشت که میانجی در این پرونده، طرفی بیطرف نیست، بلکه مهمترین متحد راهبردی رژیم صهیونیستی است و تجربههای گذشته نشان دادهاند که توان یا اراده واشنگتن برای وادار کردن این رژیم به اجرای تعهدات، در صورت تعارض با اولویتهای امنیتی آن محدود است.
وی همچنین پرسشی درباره مفهوم «امنیت متقابل» مطرح کرد و نوشت که در عمل، رژیم صهیونیستی این امکان را دارد که هر فعالیتی در داخل لبنان را تهدیدی علیه امنیت خود تعریف کند و از آن برای مطالبه اقدامات بیشتر یا ادامه عملیات نظامی تحت عنوان دفاع از خود استفاده کند.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است که بزرگترین خطر در سطح داخلی، تبدیل شدن پرونده سلاح به محور اختلاف دائمی میان لبنانیهاست؛ بهگونهای که اجرای توافق به برخورد سیاسی و اجتماعی داخلی گره بخورد. برخی مقامهای رژیم صهیونیستی پیشتر نیز در مناسبتهای مختلف هشدار داده بودند که درگیری داخلی در لبنان میتواند بیش از جنگ متعارف به تضعیف مخالفان این رژیم منجر شود و از این منظر، هر سازوکاری که شکاف داخلی را افزایش دهد، نیازمند بالاترین سطح از احتیاط است.
او تأکید کرد که خطرناکترین بخش توافق نه آن چیزی است که بیان میکند، بلکه آن چیزی است که درباره آن سکوت کرده است؛ زیرا بهطور دقیق خواستههای لبنان را مشخص میکند، اما تعهدات رژیم صهیونیستی را مبهم باقی میگذارد، پروندههای حاکمیتی لبنان را به موضوع مذاکره تبدیل میکند و آینده امنیت داخلی را به روندی پیوند میزند که تحت حمایت واشنگتن و تحت تأثیر رژیم صهیونیستی قرار دارد.
شهاده در ادامه نوشت که هر بحث جدی درباره این توافق نباید تنها به عنوان آتشبس محدود شود، بلکه باید به این پرسش پاسخ دهد که آیا لبنان با یک توافق متوازن برای بازگرداندن حقوق و حاکمیت خود روبهرو است یا با روندی تدریجی که هدف آن بازطراحی دولت لبنان بر اساس الزامات امنیتی رژیم صهیونیستی است. پاسخ به این پرسش تعیین خواهد کرد که آیا این توافق آغازگر ثبات واقعی خواهد بود یا شروع مرحلهای تازه از فشارهای سیاسی و امنیتی علیه لبنان.
این مقام پیشین لبنانی در پایان با اشاره به اظهارات بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی پس از امضای توافق چارچوبی، که گفته بود ایران که خواهان خروج اجباری ما از لبنان بود اکنون از صحنه لبنان خارج شده است، نوشت که از همین زاویه میتوان هدف اصلی امضای این توافق چارچوبی را درک کرد.