سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
یادداشت

تفاهمنامه‌‌ای که درست روایت نشد

تفاهمنامه‌‌ای که درست روایت نشد
پیام ویژه - ایران/متن پیش رو در ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست عبدالله رمضانزاده-سخنگوی دولت اصلاحات| تفاهمنامه‌ میان ایران و آمریکا را -اگر ...
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - ایران /متن پیش رو در ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
عبدالله رمضانزاده-سخنگوی دولت اصلاحات| تفاهمنامه‌ میان ایران و آمریکا را -اگر فارغ از دعواهای سیاسی و تبلیغاتی نگاه کنیم-، می‌توان یکی از مهم‌ترین اسنادی دانست که ایران در چند قرن اخیر با یک قدرت بزرگ جهانی به آن رسیده است. دلیل این اهمیت هم فقط یک توافق سیاسی نیست؛ مفاد آن در چند مورد، برای ایران دستاوردهایی داشته که نمی‌توان به سادگی از کنارشان گذشت.
یکی از مهم‌ترین این موارد، کنار رفتن تهدید حمله به ایران و تعهد آمریکا به عدم حمله بود. جمع شدن بخشی از نیروهای آمریکایی از اطراف ایران هم در همین چارچوب اهمیت داشت. در کنار آن، موضوع تنگه هرمز و تأکید بر حاکمیت ایران بر این منطقه، موضوع صندوق سرمایه گذاری و پذیرش این مسأله که به کشورمان تجاوز شده بود، از نکات مهم تفاهمنامه‌ بود.
موضوع دیگری که شاید کمتر درباره آن صحبت شد، پذیرفته شدن نقش منطقه‌ای ایران بود. وقتی در چنین سندی درباره لبنان صحبت می‌شود، به این معناست که نمی‌توان نقش ایران را در تحولات منطقه نادیده گرفت. این نگاه با تصویری که سال‌ها پیش از ایران با تعابیری مانند «محور شرارت» ارائه می‌شد، تفاوت زیادی دارد.در کنار این مسائل، کاهش برخی محدودیت‌های دریایی، امکان فروش نفت، آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران و رفع برخی تحریم‌ها نیز مطرح بود. مجموع این موارد می‌توانست فشار اقتصادی و امنیتی بر کشور را کاهش دهد و بعد از یک دوره جنگ، زمینه را برای بازگشت آرامش فراهم کند.
طبیعی است که وقتی دو طرف با هم به تفاهم می‌رسند، قرار نیست همه خواسته‌های یک طرف در آن پذیرفته شود. بخشی از خواسته‌های طرف مقابل هم باید در نظر گرفته شود. اما نکته اینجاست که در این تفاهمنامه‌، سهم مطالبات طرف مقابل بسیار محدودتر از چیزی بود که معمولاً در یک توافق دوجانبه انتظار می‌رود. بنابراین اگر با معیار منافع ایران به آن نگاه کنیم، موارد قابل توجهی در آن وجود داشت که به نفع کشور بود.سؤال اصلی اما این است که چرا چنین تصویری از تفاهمنامه‌ در جامعه شکل نگرفت؟ به نظر می‌رسد یکی از دلایل مهم، ضعف در اطلاع‌رسانی بود. صداوسیما به عنوان رسانه‌ای که طبیعتاً انتظار می‌رود در موضوعات مهم ملی، تصویری جامع و روشن از ماجرا به مردم ارائه کند، نتوانست آن‌طور که باید این نقش را ایفا کند. در چنین موضوعاتی، طبیعی است که دیدگاه‌های مختلف مطرح شوند، اما انتظار این است که در نهایت، اطلاعات دقیق و قابل فهم درباره متن توافق و آثار آن در اختیار مردم قرار بگیرد. در مورد این تفاهمنامه‌، این اتفاق به اندازه کافی رخ نداد و در نتیجه، روایت‌های سیاسی و بعضاً احساسی فضای بیشتری برای شکل گرفتن پیدا کردند.
معیار ارزیابی‌ها باید منافع مردم باشد. اگر یک تفاهم بتواند خطر جنگ را کمتر کند، امنیت کشور را بیشتر کند، بخشی از فشارهای اقتصادی را کاهش دهد و امکان بازگشت آرامش را فراهم کند، باید درباره آن با همین معیار حرف زد، نه با معیار منافع یک جریان سیاسی.شاید یکی از مشکلات اصلی در ماجرای این تفاهمنامه‌ این بود که خود تفاهمنامه‌ یک طرف ماجرا بود و روایت آن طرف دیگر. در حالی که درباره متن و نتایج آن باید با مردم صریح و ساده صحبت می‌شد، میدان روایت بیشتر در اختیار کسانی قرار گرفت که با اصل تفاهم مخالف بودند.
حالا اگر قرار است دوباره به سمت اجرای این تفاهمنامه‌ برویم که بهترین اقدام در شرایط فعلی همین است، بهتر است اشتباه گذشته تکرار نشود. مردم باید بدانند چه چیزی قرار است به دست بیاورند، چه تعهدی داده می‌شود و نتیجه آن برای زندگی و آینده کشور چیست. وقتی اطلاعات درست و روشن در اختیار مردم قرار بگیرد، قضاوت را هم می‌توان به خود مردم سپرد. آنچه اهمیت دارد، دیدگاه اکثریت مردم است؛ مردمی که بیش از هر چیز خواهان صلح، آرامش و ثبات هستند. کمااینکه نتایج نظرسنجی‌های معتبر نیز همین واقعیت را نشان می‌دهد.


نظرات شما