پیام ویژه - خراسان /تایمز ۲۰۲۷ زنگ خطر را به صدا درآورد؛ خروج کامل ایران از جمع ۴۰۰ دانشگاه برتر، افت تولید علم و دلایلی که مسئولان وزارت علوم قبلا هشدار داده بودند.
ماجرا، پایان روند صعودی دانشگاه های ایران در رتبه بندی جدید تایمز است. برای دانشگاهها، رتبهبندی جهانی فقط جدولی از نامها و اعداد نیست؛ این ارزیابیها بر دیدهشدن بینالمللی، جذب دانشجویان و پژوهشگران، همکاریهای علمی و ارزیابی سیاستهای دانشگاهی اثر میگذارند. البته هیچ رتبهبندی، تصویری کامل از کیفیت آموزش و پژوهش ارائه نمیکند و نتیجه هرکدام به روششناسی و شاخصهای خاص آن وابسته است. با این حال، تغییر جایگاه کشورها در چند ارزیابی معتبر میتواند نشانهای از تحول در توان علمی و رقابتپذیری دانشگاهها باشد.
ماجرای تایمز
رتبهبندی تایمز آموزش عالی، یکی از شناختهشدهترین ارزیابیهای جهانی دانشگاههاست. این نظام با مجموعهای از شاخصها، از جمله آموزش، کیفیت و اثرگذاری پژوهش، ارتباط با صنعت و وجهه بینالمللی، دانشگاهها را میسنجد. بنابراین، حضور یا غیبت در فهرست تایمز را نباید معادل ارزیابی قطعی کیفیت یک دانشگاه دانست؛ اما تغییرات چندساله آن، بهویژه وقتی با نشانههای دیگر همزمان میشود، ارزش بررسی دارد.
پایان صعود
در رتبهبندی تایمز ۲۰۲۷ که به تازگی اعلام شده، روند صعودی دهساله حضور دانشگاههای ایرانی متوقف و معکوس شده است. شمار دانشگاههای ایران در فهرست به ۷۵ رسیده و برای نخستینبار پس از سالها، هیچ دانشگاه ایرانی در میان ۴۰۰ دانشگاه برتر جهان قرار ندارد. این عقبگرد صرفاً به جابهجایی چند دانشگاه در جدول محدود نیست: ۲۲ دانشگاه از فهرست سال قبل حذف شدهاند و تنها هفت دانشگاه تازه به آن راه یافتهاند. در نتیجه، تعداد دانشگاههای ایرانی حاضر در رتبهبندی نسبت به سال گذشته ۱۵ مورد کاهش یافته است.
در میان حذفشدگان، شش دانشگاه زیرمجموعه وزارت علوم و ۱۵ دانشگاه علوم پزشکی قرار دارند. دانشگاه تربیت مدرس نمونهای معنادار است؛ این دانشگاه سال گذشته برای نخستینبار در بازه ۶۰۱ تا ۸۰۰ قرار گرفت، اما امسال دوباره از رتبهبندی خارج شده است. افزون بر دانشگاههای حذفشده، ۱۴ دانشگاه ایرانی در وضعیت گزارش ثبت شدهاند؛ یعنی اطلاعات خود را ارسال کردهاند، اما رتبه رسمی نگرفتهاند. این وضعیت نشان میدهد که ارسال داده بهتنهایی برای حضور در جدول رتبهبندی کافی نیست و دانشگاه باید معیارهای لازم را نیز احراز کند.در سمت دیگر جدول، تصویر یکدستی از نزول دیده نمیشود. ۹ دانشگاه بهبود رتبه داشتهاند؛ از جمله دانشگاه علم و صنعت و چند دانشگاه علوم پزشکی. در مقابل، ۱۷ دانشگاه افت رتبه را تجربه کردهاند و ۲۲ دانشگاه نیز کاملاً از فهرست کنار رفتهاند. پس ماجرا نه سقوط همزمان همه دانشگاهها، بلکه کوچکشدن دامنه حضور ایران و افزایش شمار دانشگاههای نزولی یا حذفشده است. با این همه، حذف دانشگاهها از رتبهبندی را باید نشانهای هشداردهنده دانست، نه بهتنهایی مدرکی قطعی درباره کاهش تولید علم؛ زیرا روش و معیارهای هر رتبهبندی نیز در نتیجه دخیلاند.
در ادامه روند نزولی تولید علم ایران
این رخداد در بستری نگرانکنندهتر قرار گرفته است. پیشتر، دادههای منتسب به اسکوپوس و سایمگو، از نزول جایگاه ایران در برخی شاخصهای تولید علم حکایت داشتند: ایران که در سال ۲۰۲۲ رتبه ۱۵ را داشت، در پایان ۲۰۲۳ به رتبه ۱۷ رسید. این اعداد به رتبهبندی تولیدات علمی مربوطاند و نباید با رتبه دانشگاهها در تایمز یکی گرفته شوند؛ اما کنار هم قرار گرفتن آنها پرسشی جدی ایجاد میکند؛ آیا کاهش شتاب تولید و اثرگذاری پژوهش، بهتدریج در جایگاه دانشگاهها نیز بازتاب یافته است؟
هشدارهایی که شنیده نمی شود
هشدارهای دو سال اخیر مسئولان وزارت علوم درباره روند تداوم سقوط علمی را بارها شنیده بودیم. پیمان صالحی، معاون وقت پژوهشی وزیر علوم، سال قبل درباره امکان تکرار افت رتبه ایران هشدار داده و عواملی چون کاهش حضور در کنفرانسهای بینالمللی، دسترسی محدود به پایگاههای اطلاعاتی و فرسودگی تجهیزات پژوهشی را مطرح کرده بود.
ابطحی، معاون کنونی پژوهشی وزیر علوم نیز روزهای قبل از روند نزولی تولیدات علمی از سال ۲۰۲۱ سخن گفت. به گفته او، طی یک دوره پنجساله شاخصهای تولید مقاله با رشد منفی همراه بوده، هرچند در دو سال اخیر رشد ۱۶ درصدی ثبت شده است. او همچنین هشدار داده که برای دستیابی به رتبه چهاردهم، رشد تولیدات علمی باید به ۸ درصد برسد. ارقام اعلامشده درباره عملکرد پنجساله در اظهارات او با تفاوتهایی بیان شدهاند؛ بنابراین تفسیر دقیق آنها به تعریف شاخص و بازه زمانی وابسته است. با این حال، پیام کلی روشن است؛ رشد مقطعی اخیر هنوز لزوماً افت انباشته یا فاصله با رقیبان را جبران نمیکند.
در مسابقه منطقه عقب نمانیم
رقابت منطقهای نیز اهمیت دارد. به گفته این مقام، عربستان با سرمایهگذاری در چارچوب برنامه ۲۰۳۰ رشد قابل توجهی داشته و ترکیه نیز افزایش تولید علمی را تجربه کرده است. در چنین شرایطی، ثابت ماندن تولید ایران هم میتواند به معنای عقبرفتن نسبی باشد؛ زیرا رتبهها حاصل عملکرد ایران بهتنهایی نیستند و با پیشرفت دیگر کشورها تغییر میکنند. او همچنین به مهاجرت پژوهشگران اشاره کرد و هشدار داد که این پدیده همیشه به جابهجایی فیزیکی محدود نیست: «پژوهشگری ممکن است در ایران حضور داشته باشد، اما مقالهاش را با وابستگی سازمانی خارج از کشور منتشر کند.»
چشم انداز خطرناک
افت حضور در تایمز را باید در همین چارچوب دید؛ نه حکم نهایی درباره کیفیت دانشگاههای ایران، بلکه نشانهای از فشار همزمان بر تولید پژوهش، همکاری بینالمللی، زیرساخت و توان حفظ و جذب نیروی علمی. پاسخ مؤثر نیز صرفاً در افزایش تعداد مقاله خلاصه نمیشود. دسترسی پژوهشگران به تجهیزات و منابع علمی، حمایت از حضور در شبکهها و کنفرانسهای بینالمللی، تقویت کیفیت و اثرگذاری پژوهش و ایجاد شرایطی برای حفظ پیوند علمی پژوهشگران با دانشگاههای ایران، از جمله محورهایی است که خود مسئولان بر آنها تأکید کردهاند. اگر این هشدارها به سیاستهای پایدار و قابل سنجش تبدیل نشوند، توقف روند صعودی تایمز ممکن است نه یک افت مقطعی، بلکه نشانهای از دشوارترشدن رقابت علمی ایران در سالهای آینده باشد.