پیام ویژه - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
داود حشمتی| طرح سهفوریتی مجلس برای خروج از NPT، به نفع ایران است یا به ضرر کشور؟ آیا تندروهای مجلس به دنبال بازکردن مشت ایران در مقابل طرف غربی هستند؟
نایبرئیس کمیسیون اصل 90 مجلس در گفتوگو با تسنیم از کلیدخوردن تدوین طرحی سه فوریتی برای خروج کامل از «NPT» در مجلس خبر داده و گفته است این طرح فردا در سامانه مجلس بارگذاری خواهد شد تا در جلسات علنی هفته آینده مجلس روند قانونی جهت بررسی و تصویب را سپری کند. سؤال اینجاست که حالا و بعد از فعالشدن مکانیسم ماشه باید همکاری با آژانس را ادامه داد یا آن را بهطور کامل لغو کرد؟ دو دیدگاه در این زمینه وجود دارد:
بازار ![]()
دیدگاه اول: تنش حداکثری
براساس این دیدگاه، ایران باید علاوه بر اخراج بازرسان آژانس، از NPT (معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای) هم خارج شود. این تفکر در مقابل این پرسش قرار میگیرد که «اگر ایران قصد تولید سلاح هستهای ندارد، چرا باید از معاهدات منع گسترش سلاحهای هستهای خارج شود؟». در واقع با این کار ایران خودش را بهعنوان یک هدف در تیررس قرار میدهد، بدون آنکه تلاشی برای ساخت بمب داشته باشد. در پاسخ، این دیدگاه مدعی است با خروج از NPT و ایجاد ابهام هستهای، ایران میتواند به یک بازدارندگی دست پیدا کند. از نگاه این دسته، مکانیسم ماشه در عمل هیچ اهمیتی ندارد. بااینحال، برای نشاندادن اراده خود به طرف غربی باید از NPT خارج شد. در نتیجه، طرف غربی با ترس و واهمه به سراغ ایران میآید تا از ترس اینکه ایران سلاح هستهای نسازد، با ایران توافق کند. این البته حالت ظاهری و خوشبینانه ماجرا هم میتواند باشد. از نگاه این دسته، «در آستانه» قرارداشتن برای ایران بازدارندگی ایجاد میکند.
به این معنا که طرفهای غربی همیشه در این ترس باقی میمانند که مبادا ایران به سمت سلاح هستهای برود؛ بنابراین تلاش میکنند با دادن امتیاز به ایران، مانع از این اقدام شوند. تقریبا مجموعه جریان چنارهای اصولگرایی را میتوان در این جریان جمعبندی کرد. دسته دیگر اما معتقدند ایران باید سلاح هستهای را بسازد و آزمایش کند. از نگاه آنها، بیرونکردن بازرسان و خروج از NPT مقدمهای است برای تغییر تصمیم سطوح اول ایران درباره «حرمت سلاح هستهای» و شاید راحتتر بتوان به سمت آن حرکت کرد. درواقع این دسته تلاش میکنند مجموعه تصمیمگیران را در عملِ انجامشده قرار دهند. پاجوشها عموما از این دسته هستند، اما به واسطه اینکه مخالفت با فتوای رهبری را نوعی ایستادن صریح در مقابل رهبری میدانند، سعی میکنند این وضعیت را بر زبان خودشان جاری نکنند و از کانالهای دیگری آن را مطرح کنند.
دیدگاه دوم: مهار تنش
اما دسته دیگری هم در کشور وجود دارند که خروج از NPT را نهتنها برای ایران مفید و بازتولیدکننده بازدارندگی نمیدانند، بلکه آن را مخرب دانسته و معتقدند کشور به مسیری بازمیگردد که احمدینژاد آن را با «کندن فرمان لوکوموتیو هستهای» در سال 84 آغاز کرد و در نهایت این لوکوموتیو با تحریمهای سالهای 90 و 91 در وسط ایستگاه از حرکت ایستاد. این دسته معتقدند باید با آژانس همکاری کرد. اگر اورانیومها در زیر آوار دفن شده است، آژانس آن را تأیید کند. این پیشنهاد درست متضاد پیشنهاد دسته اول است که معتقدند باید غرب را در ابهام باقی گذاشت که سرنوشت اورانیومها چه شده است. این دسته بر این باورند که باید ضمن مذاکره با آمریکا، از آمریکا در دیوان داوری ایران-آمریکا به خاطر حمله به تأسیسات هستهای شکایت و ادعای غرامت کرد.
مزایا و معایب پیشنهادهای این دیدگاهها کدام است؟
مزایای دیدگاه اول (در جریان چنارها) میتواند این باشد که ما با ایجاد وضعیت ابهام هستهای، فشار سیاسی و روانی بر طرفهای غربی ایجاد کنیم که احتمال دهند ایران به سمت سلاح هستهای میرود. در این وضعیت، اراده خود را به غرب نشان دادهایم، اما مشخص نیست که حتما غرب از این وضعیت ما بترسد و حاضر به دادن امتیاز باشد. معایب آن هم این است که هدف تحریمها و فشارهای شدیدتر قرار خواهیم گرفت. بهعلاوه، خروج از NPT میتواند به انزوای کامل دیپلماتیک ایران منجر شود. نکته مهمتر اینکه خروج از NPT و همچین ابهام هستهای میتواند کشور را به یک «هدف» برای حملات بعدی آمریکا و اسرائیل تبدیل کند. به این معنا که هر نقطهای را دلشان خواست، بزنند و اعلام کنند به این نقطه مشکوک بودیم. این همان اشتباهی بود که در ساعت اولیه حمله آمریکا، جریان چنارها دنبال کردند. آنها مدعی شدند ایران اورانیومها را از فردو خارج کردهاند و فردو یک ساختمان خالی است که تخریب آن هیچ ضرری به ایران نمیرساند.
اما بعدها متوجه اشتباه خود شدند و آن را تکرار نکردند؛ در عوض، به وضعیت ابهام هستهای روی آوردند. نقطه قوت دیدگاه دوم همان مهار تنش است. همچنین میتواند منجر به جلوگیری از افزایش فشارهای بینالمللی به ایران شود. در این وضعیت، امکان مذاکره بیشتری فراهم خواهد بود، اما مشخص نیست که این روند چه مدت زمانی طول بکشد؟
حالا سیاستمداران ایران بر سر یک دوراهی تصمیمگیری مهم قرار دارند. در عین حال طرح سهفوریتی مجلس هم گره دیگری بر کار سیاستمداران خواهد زد. اگر طرح سهفوریتی خروج از NPT روی سامانه مجلس ثبت نشود، پیام بدی به طرف غربی مخابره میشود مبنی بر اینکه تهدیدات را جدی نگیرد. اگر طرح در سامانه ثبت شود اما رأی نیاورد، باز هم برای ایران وضعیت بدتری را رقم میزند؛ به این معنا که میفهمند ایران چنین ارادهای ندارد و تنها تهدید سطحی میکند. اما اگر طرح ثبت و تأیید شود، براساس آنچه علیاکبر صالحی، وزیر سابق خارجه و رئیس سابق سازمان انرژی اتمی گفته: این امر در حیطه اختیارات رهبری است و مجلس بدون استفسار از نظر رهبری نمیتواند چنین طرحی را تصویب کند. در چنین وضعیتی، ثبت این طرح در سامانه در نهایت باعث میشود مشت نظام برای طرف غربی کشف شود و هیچ تهدیدی بعد از آن کارساز نباشد.