پیام ویژه - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
کبری آسوپار| او خود را کسی از طیف میانه میداند، او به نمایندگی از مردم حرف میزند و او با همین دو نقاب، تندترین ادعاهای کذب را که بعضاً شاید در اینترنشنال هم نمونهاش پیدا نشود، مطرح میکند. گویی از مردمبودن و میانهبودن یعنی همینها که او میگوید. بااینحال، حرفهای او بازتاب چندانی نمییابد. چه آنکه اگر قرار بر انعکاس یا حتی باور این ابتذالیات بهجای تحلیل سیاسی باشد، چرا سراغ «هایکپی» داخلی آن برویم، وقتی نسخه اورجینال آن را موساد در شبکه اینترنشنال، شفافتر و سادهتر ارائه میدهد؟ برای همین است که این سخنان علی شکوریراد، با همه رادیکالیسم و ابتذال متهورانهای که در آن است، دیده نشده و جدی تلقی نمیشود. پیشازاین نوشته بودیم که جریان اصلاحات، جریان بلاتکلیف وقایع دیماه است که نتوانسته موضعی واحد را بین اعضای خود برقرار کند و با استفاده از موضع یک عضو میتوان جواب عضو دیگر را داد.
کار خودشونه!
علی شکوریراد در دورهمی معاونان ستاد مسعود پزشکیان که گویا هر از چند گاهی با ریاست علی عبدالعلیزاده، رئیس ستاد انتخاباتی پزشکیان برگزار میشود، سخنانی را بهعنوان تحلیل خود از وقایع دیماه ایران ارائه داده که در واقع یک کپی از مواضع رسانههای فارسیزبان غربی است؛ اما چنان نازل بیان شده که مشابه آن را میتوان نهتنها در کامنتهای انبوه تیمهای سایبری در کف توییتر و اینستاگرام دید، بلکه همه آنچه را که شکوریراد گفته، میتوان در جمله معروف و تبدیل به طنز شده «کار خودشونه» خلاصه کرد. او همه اغتشاشات رخداده در دهها شهر ایران را پروژه نهادهای امنیتی ایران میداند و تصریح میکند که باور ندارد این وقایع کار هستههای تروریستی موساد و نیروهای عملیاتی رضا پهلوی باشد. توهمات شکوریراد را مرور کنیم؛ نیروهای انتظامی سلاخی شدند؟ کار خود نظام است. بسیجیها را کشتند؟ کار خود نظام است. مسجد آتش زدند؟ کار خود نظام است. قرآن سوزاندند؟ کار خود نظام است. بانک و درمانگاه و بازار و کتابخانه و آثار تاریخی و ماشین و اتوبوس و... آتش زدند؟ کار خود نظام است. به پایگاه نظامی و کلانتریها حمله کردند؟ کار خود نظام است. مردم کشته شدند؟ کار خود نظام است. زمانبندی اعتراضات بازار که در پایان ترم دانشگاهها باشد؟ کار خود نظام است. لابد شکوریراد فکر کرده با این فاصلهگذاری - مشمئزکننده از شدت بیمنطقی - با نظام، براندازان روی او و برخی همفکرانش در داخل جریان اصلاحطلب حسابی متفاوت باز میکنند و آنها هم در ذهن خود بین نظام و اصلاحطلبان تندرو فاصلهگذاری میکنند. درحالیکه جریان براندازی که با خشونت عجیب و داعشیوار خود 18 دی به خیابانهای ایران ریخت، هیچ نسبتی میان خود با هیچیک از جریانهای داخلی ایران نمیبیند و به دنبال براندازی کامل است و از قضا از نگاه آنها، تندرو و کندرو و چپ و راست و میانه و اصولگرا و اصلاحطلب در داخل ایران، همه مهرههای جمهوری اسلامی هستند و حتی رادیکالیسم طیف تندروی اصلاحطلبان و از جمله همین کپیکاری شکوریراد از روی دست سلطنتطلبها و مجاهدین خلق و اینترنشنال و بیبیسی را هم پروژه امنیتی نظام میدانند؛ لذا به نظر میرسد حداقل در این فقره، شکوریراد بازی دو سر باختی را انجام داد و از همهجا رانده و مانده خواهد شد. طبیعی هم است، هیچکس به آدم متناقض و بلاتکلیف سیاسی علاقه ندارد.
متناقض با خودش!
اصلاحطلبان تندرو خودشان نیز با خودشان متناقض هستند. شکوریراد در عین آنکه میکوشد با رضا پهلوی فاصلهگذاری کند، اما همان مواضع او را اتخاذ میکند و حتی اتهاماتی را به نظام میزند که رضا پهلوی هم نزده است! علاوهبرآن، او در عین آنکه فراخوان رضا پهلوی را همراه با خشونت میداند، اما همه خشونت رخداده در وقایع دیماه را کار نظام میداند!
او در عین آنکه معتقد است پزشکیان فریب گزارشهای نهادهای امنیتی را خورده و نباید آن گزارشها را باور میکرد، باز معتقد است که رهبری باید اختیارات خود را به همین پزشکیانی که از نگاه شکوریراد، توانایی تشخیص راست و دروغ گزارشهای ارائه شده به خود را ندارد، تفویض کند! او از انقلاب اسلامی و از امام خمینی دفاع میکند، اما جمهوری اسلامی را در سطح یک تدبیرکننده راهاندازی آشوب پایین میآورد! همین تناقضات باعث میشود بلاتکلیفی پررنگ او دیده شود.
علاوه بر این، شکوریراد درباره اعلامیه منافقین پیرامون حضور در وقایع دیماه سکوت میکند. شکوریراد در مورد دهها فیلم موجود از اغتشاشگران که فروشگاه و مسجد و قرآن و مراکز دولتی و بانک و خودرو را به آتش میکشند، سکوت میکند. شکوریراد در مورد ترویج خشونت از سوی براندازان در فضای مجازی برای بهرهگیری از آن در فضای تجمعات و ذوق آنها از سلاخی نیروهای حافظ امنیت سکوت میکند. شکوریراد در مورد اذعان مقامات اسرائیلی و آمریکایی برای حمایت از آشوبهای ایران سکوت میکند. شکوریراد در مورد آمارسازی دروغین غربیها از کشتههای وقایع دیماه برایآنکه مقدمه حمله نظامی به ایران شود، سکوت میکند. شکوریراد در مورد اعترافات بازداشتیهای اغتشاشات در بهکارگیری خشونت مسلحانه در تجمعات سکوت میکند. شکوریراد در مورد حمله هماهنگ در دهها شهر ایران به مراکز نظامی سکوت میکند. وقتی کسی این حجم از مستندات و دلایل و شواهد را نادیده میگیرد، چقدر میتوان به تحلیل سیاسی او باورداشت؟
و باز علاوه بر اینها، او آمارهای غلطی هم پیرامون تعداد و سن تجمعکنندهها و بازداشتیها ارائه میدهد تا روشن شود چقدر از فضای واقعیت دور است. او حتی از اینکه رئیسجمهور در سخنرانی خود به جنایات اغتشاشگران در کف خیابان اشاره کرده، ناراحت و خشمگین است و اعتراض میکند که چرا پزشکیان به سربریدن توسط هستههای تروریستی اشاره کرده، ولی به نهادهای امنیتی انتقاد نکرده که چرا متوجه آنها نشدهاند. در واقع همه تحلیل او حول نگاه منفیاش به نهادهای امنیتی است و لذا چقدر میتوان باور کرد که حرفهای او، نه از سر عمق کینه با نهادهای امنیتی کشور، بلکه برخاسته از مستندات و دلایل باشد؟
بازار ![]()