پیام ویژه - تسنیم /ترکیه میخواهد در مسیر سیاست خارجی خود، بیش از هر زمانی اصل چرخش و عملگرایی را در اولویت بگذارد.
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها در بسیاری از اندیشکدهها، رسانهها و محافل سیاسی ترکیه، بر سر این موضوع صحبت میشود که آیا برگزاری اجلاس سران ناتو در آنکارا، سرفصلی جدید برای سیاست خارجی دولت اردوغان خواهد بود یا خیر؟
گروهی از مفسرین سیاسی معتقدند که نباید درباره اهمیت نشست سران ناتو در آنکارا اغراق شود، اما گروه دیگر که غالباً از تحلیلگران نزدیک به اردوغان و حزب عدالت و توسعه هستند، بر این باورند که این نشست سرآغازی برای یک دوران نوین خواهد بود.
خانم خنده فرات، روزنامه نگار مشهوری که در شب کودتای نافرجام سال 2016 میلادی توانست صدا و تصویر اردوغان را با گوشی تلفن خود روی آنتن زنده تلویزیون ببرد و شهرت بالایی کسب کند، در روزنامه حریت، با دیدی اغراقآمیز به این موضوع نگریسته و مدعی شده که «نظم نوین جهانی در نشست سران ناتو در آنکارا نوشته خواهد شد و ترکیه نیز در این نظم جدید، جایگاهی ویژه خواهد داشت».
اما روزنامه آیدنلک، امروز در پاسخ به تحلیلگر ارشد حریت، در تیتر و عکس صفحه نخست به این اشاره کرد که شکاف و اختلاف در صف غرب، به بالاترین سطح تاریخی رسیده و نشست آنکارا، آخرین نشست متحدین ناتو خواهد بود و این ائتلاف قدیمی، در مسیر از هم پاشیدگی قرار گرفته است.
این موضوعات، یک بار دیگر صحبتها و اظهارنظرها درباره نوع و مسیر سیاست خارجی ترکیه را به میان کشیده و بسیاری از تحلیلگران درباره آن اظهارنظر میکنند.
احمد اردی اوزترک از تحلیلگران سیاسی مشهور ترکیه که بسیاری از نوشتههای خود را در اندیشکده های آمریکایی و اروپایی منتشر میکند، در تازهترین مقاله خود به بررسی «تاثیرگذاری تغییرات بزرگ سیاست جهانی بر دیپلماسی ترکیه» پرداخته و به این اشاره کرده که دولت اردوغان، باید خطای قدیمی خود را اصلاح و این واقعیت را قبول کند که «ژئوپولیتیک مهم و حساس ترکیه» نمیتواند برای همیشه، به عنوان یک ابزار و امتیاز کارا و موثر مورد استفاده قرار بگیرد.
بخشهایی از مقاله مفصل اُزترک را با هم مرور میکنیم:
عادیسازی روابط با غرب یا مذاکرات چندجانبه؟
با نزدیک شدن به اجلاس ناتو در آنکارا همان سوال قدیمی دوباره مطرح میشود و همه میپرسند: آیا ترکیه، دوباره به سمت غرب روی میآورد؟ آیا فصل جدیدی از رابطه با واشنگتن آغاز میشود؟ آیا رابطه دوستانه اردوغان و ترامپ، تصویر قدرتمندی از آنکارا در پایتختهای غربی نشان خواهد داد؟
این سوالات در دنیای امروز تا حدودی منسوخ شدهاند. زیرا مسئله اساسی ترکیه دیگر «عادیسازی» رابطه با غرب نیست، زیرا مفهوم عادیسازی، هم در جهان و هم در برداشت سیاست خارجی ترکیه تغییر کرده است.
زبان سیاست خارجی غربمحور دوران پس از جنگ سرد، دیگر نمیتواند جهانبینی آنکارا یا رفتار واشنگتن یا لندن را توضیح دهد. ترکیه و جهان، اکنون روابط خود را نه از طریق نزدیکی ایدئولوژیک یا وابستگی نهادی، بلکه در کسب امتیاز، دستاورد، تحمل هزینهها و قدرت چانهزنی میبینند.
به عبارت دیگر، سیاست خارجی زمان ما در این مدارها پیش میرود:
تقاطعهای موقت به جای دوستیهای پایدار،
مبادلات مبتنی بر پرونده به جای ارزشهای مشترک،
منافع متقابل به جای وفاداری به اتحاد،
تعلق کمتر، سود بیشتر.
پس اجلاس ناتو در آنکارا بستری برای میزبانی ترکیه و صحنهای برای امتحان چانهزنی جدید با غرب خواهد بود. اظهارات تحسینآمیز ترامپ درباره اردوغان، فروش موتورهای مورد استفاده در هواپیماهای قاآن و فعالیتهایی که به ویژه در صنعت دفاعی، همگی مثبت هستند. ولی همه اینها به این معنی نیست که ترکیه به معنای کلاسیک کلمه «به غرب بازمیگردد».
بیان دقیقتر این است که ترکیه دوباره در حال احساسات زدایی از رابطه خود با غرب است و هویت کمتر، معاملات بیشتر، تعلق کمتر، سود بیشتر به کدهای دوران جدید تبدیل میشوند.
یک فرصت استراتژیک ترامپ-اردوغان؟
اظهارات مثبت ترامپ درباره اردوغان همیشه در آنکارا از نزدیک دنبال میشود. سیاست خارجی به سبک ترامپ، زمینه مساعدی برای توافقات بین رهبران، ژستهای بزرگ و مذاکرات سریع ایجاد میکند، نه فرآیندهای نهادی.
مهمترین مسائل برای ترکیه در این دوره مشخص است: رفع تحریمهای CAATSA، پرونده جنگنده اف 35، موتورهای آمریکایی برای جنگنده قاآن، مسئله ی.پ.گ در سوریه، تعادل در شرق مدیترانه، امنیت دریای سیاه و گلایه واشنگتن در مورد روابط آنکارا - مسکو.
هیچ یک از این پروندهها به اندازه کافی ساده نیستند که به صورت جداگانه حل شوند، اما اجلاس ناتو در آنکارا یکی از فرصتهای دیپلماتیک نادری است که میتوان این مسائل را به طور همزمان روی میز مذاکره آورد.
در حالی که ترکیه در تلاش برای توسعه ظرفیت صنعت دفاعی خود است، هنوز برای برخی از فناوریهای حیاتی به غرب نیاز دارد. از سوی دیگر، واشنگتن کنار گذاشتن کامل ترکیه را برای ناتو همچون هزینهای سنگین میبیند.
این وابستگی متقابل، رابطه را رمانتیک نمیکند؛ بلکه برعکس، فضای چانهزنی را گسترش میدهد و احتمال لغو تحریمها باید در این چارچوب تفسیر شود. اگر واشنگتن برخی از محدودیتها علیه ترکیه را قبل از اجلاس آنکارا کاهش دهد، نشان میدهد که دولت ترامپ میخواهد از ترکیه به عنوان یک بازیگر کارآمدتر در معماری امنیتی جدید ناتو استفاده کند، که دریای سیاه یکی از مناطق کلیدی آن است.
اهرم دیپلماتیک میزبانی اجلاس
برخلاف تصور رایج، دیپلماسی واقعی اغلب در راهروها، در جلسات دوجانبه، در ضیافتهای شام، در تماسهای کوتاه بین رهبران و در پیامهای کنترلشدهای که به مطبوعات داده میشود، شکل میگیرد.
در این زمینه، ترکیه نه تنها میزبان رهبران ناتو در آنکارا خواهد بود، بلکه موقعیت ژئوپلیتیکی خود را نیز دوباره بازاریابی خواهد کرد و اگر موفق شود، ترکیه میتواند چندین کار را همزمان انجام دهد. از جمله:
اولاً، میتواند اهمیت حضور خود را در ناتو نشان دهد. با توجه به امنیت دریای سیاه، درگیری روسیه و اوکراین، سوریه، ایران، تحرکات منطقهای اسرائیل و مسیرهای انتقال انرژی، موقعیت جغرافیایی ترکیه بار دیگر در حال مرکزیت یافتن است. آنکارا میتواند این مرکزیت را نه تنها روی نقشه، بلکه از طریق ظرفیت دیپلماتیک نیز نشان دهد.
دوم، ممکن است به دنبال پیشرفت در امور صنایع دفاعی باشد. مسائلی مانند پروژههای مربوط به سه جنگنده قاآن، اف 35 و همچنین اف 16. کاهش تحریمها برای ترکیه فقط مسائل نظامی نیستند. ترکیه میتواند یا در این زمینه مزیت قابل توجهی کسب کند یا در صورت عدم موفقیت، در موقعیت انتظار باقی بماند.
سوم، میتواند از طریق دیپلماسی جانبی در مسائل منطقهای فضایی ایجاد کند. تماس با رهبران اروپایی به اندازه ملاقات با ترامپ مهم خواهد بود. تماس با آلمان، انگلیس، فرانسه، ایتالیا و کشورهای اروپای شرقی در زمینه دفاع، مهاجرت، انرژی و اوکراین میتواند دستاوردهای دیپلماتیک ملموس را افزایش دهد.
استراتژی جدید
قطعاً نگرانی آنکارا، عادیسازی روابط با غرب به سبک قدیمی نیست. ترکیه دیگر با زبان «دوباره مرا بپذیرید» صحبت نمیکند. بلکه میگوید: «اگر میخواهی با من کار کنی، باید بهایی بپردازی.» این لحن ممکن است گاهی، نگرانکننده، خشن یا بیش از حد ستیزهجویانه به نظر برسد. اما لحن امروز نظام بینالملل، همین است. بنابراین، اجلاس ناتو در آنکارا، داستان تغییر جهت نیست. بلکه بیشتر تلاشی از سوی ترکیه برای تعریف مجدد ارزشهای خود در جهانی در حال تغییر است.
یک تناقض بزرگ
ترکیه اخیراً دوباره در جبهههای بحرانی متعدد در سیاست بینالملل ظاهر شده است. گزارش بسیار منفی پارلمان اروپا در مورد ترکیه بار دیگر نشان داد که آنکارا به دلیل سرکوب دموکراسی، حاکمیت قانون، استقلال قضایی و برخورد تند با اپوزیسیون، هزینه هنجاری قابل توجهی در روابط خود با اروپا متحمل میشود.
همزمان، تماسهای هاکان فیدان، وزیر امور خارجه، در روسیه در طول اجلاس G7 به ما یادآوری کرد که ترکیه یکی از معدود بازیگران ناتو است که میتواند مستقیماً با مسکو صحبت کند و در عین حال بخشی از معماری امنیتی غرب باقی بماند.
تماسهای او در بلغارستان در مورد دریای سیاه، ناتو و امنیت انرژی نیز نشان داد که ترکیه هنوز جایگاه محوری در امنیت اروپا دارد. این تصویر به وضوح اهمیت ژئوپلیتیکی فعلی ترکیه را نشان میدهد.
با این حال، یک پارادوکس جدی نیز به همراه دارد. ترکیه به عنوان یک بازیگر ضروری در مسائل دریای سیاه، سوریه، کریدورهای انرژی، روسیه و خاورمیانه برجسته است. اما زوال دموکراسی داخلی، تضعیف نهادی، سیاسی شدن قوه قضائیه و مسئله رو به رشد بیاعتمادی غرب به ترکیه، این ارزش ژئوپلیتیکی را شکنندهتر میکند.
به عبارت دیگر، ترکیه امروز یک بازیگر مهم، قابل مشاهده و ضروری است؛ اما این به طور خودکار به این معنی نیست که این کشور یک شریک قابل اعتماد، قابل پیشبینی و همیشه مؤثر است.
توانایی ترکیه برای گفتگو با روسیه ممکن است به آن ارزش دیپلماتیک بدهد؛ اما در عین حال، ممکن است مسئله بیاعتمادی به آنکارا را در غرب تعمیق بخشد. علاوه بر این، ترکیه اکنون به عنوان یک بازیگر مهم در یک خط امنیتی جدید دیده میشود که در آن جناحهای شرقی و جنوب شرقی ناتو با هم تلاقی میکنند. این امر اهمیت آنکارا را افزایش میدهد اما مشکلات دموکراتیک در روابط آن با اروپا را از بین نمیبرد.
اهمیت ژئوپلیتیکی، قدرت دائمی نیست
موقعیت جغرافیای سیاسی ترکیه مهم و حساس است و همه این را میدانند. ولی این امر، نباید به عنوان یک منبع قدرت دائمی، تضمین شده و کافی قلمداد شود. ماهیت سیال نظام بینالملل نشان میدهد که موقعیتی که امروز مزیت ایجاد میکند، ممکن است فردا به هزینه تبدیل شود.
توانایی گفتگو با روسیه امروز ممکن است ارزش دیپلماتیک ایجاد کند، اما ممکن است مسئله اعتماد با غرب را تعمیق بخشد. حضور در سوریه ممکن است قدرت چانهزنی ایجاد کند، اما ممکن است بار امنیتی بلندمدتی ایجاد کند.
قرار گرفتن در تقاطع کریدورهای انرژی ممکن است اهمیت استراتژیک ایجاد کند، اما مسیرهای جایگزین، فناوریهای جدید و عادیسازیهای منطقهای ممکن است این اهمیت را به مرور زمان کاهش دهند.
بنابراین، برای ترکیه خطرناک است که صرفاً به جغرافیای خود، ضرورت آن در بحرانها و موقعیت ژئوپلیتیکی خود تکیه کند. اگر اهمیت ژئوپلیتیکی، با ظرفیت نهادی، ثبات اقتصادی، پیشبینیپذیری دیپلماتیک و مشروعیت دموکراتیک پشتیبانی نشود، به یک مزیت شکننده تبدیل خواهد شد.
انتقادات پارلمان اروپا از ترکیه دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند. بازیگران غربی ممکن است به ترکیه نیاز داشته باشند، اما متأسفانه این نیاز به این معنی نیست که اعتماد به آنکارا افزایش یافته است.