چهارشنبه ۱۰ تير ۱۴۰۵
یادداشت

سرمقاله خراسان/ فرمول آشتی با مخاطب فراری

سرمقاله خراسان/ فرمول آشتی با مخاطب فراری
پیام ویژه - خراسان / «فرمول آشتی با مخاطب فراری» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم سید مصطفی صابری که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: روزگاری تلویزیون مهم‌ترین ...
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - خراسان / «فرمول آشتی با مخاطب فراری» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم سید مصطفی صابری که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
روزگاری تلویزیون مهم‌ترین میدان گفت‌وگو در کشور بود. هر موضوعی که به مسئله عمومی تبدیل می‌شد یا قرار بود مرکز توجه قرار بگیرد دیر یا زود راهش را به استودیوهای تلویزیونی پیدا می‌کرد و میلیون‌ها نفر پای بحث‌هایی می‌نشستند که قرار بود به فهم بهتر مسائل کمک کند. امروز اما عرصه تا حد زیادی عوض شده و هرچند تلویزیون هنوز تولیداتش را دارد اما اثرگذاری قبل را نه و محتوای گفت‌وگوهایش به دلایل زیادی نمی‌تواند برای طیف وسیعی از مخاطبان اقناع‌کننده باشد، در عوض بخش قابل توجهی از گفت‌وگوها در استودیوهای کوچک، گاه اجاره‌ای، با چند دوربین ساده و چند میکروفون برای پلتفرم‌های اینترنتی تولید و روی بسترهایی مثل یوتیوب پخش می‌شود. مخاطبانی که باید با اینترنت گران و محدودیت‌های متعدد به آن دسترسی پیدا کنند، گاه ساعت‌ها پای این برنامه‌ها می‌نشینند؛ زمانی که حاضر نیستند برای بسیاری از برنامه‌های گفت‌وگومحور تلویزیون صرف کنند. این جابه‌جایی صرفاً تغییر یک رسانه با رسانه‌ای دیگر نیست، بلکه نشانه تغییری عمیق‌تر در عرصه عمومی است.
تلویزیون و بحران گفت‌وگوی واقعی
برای فهم این تحول، شاید رجوع به نظریه «عرصه عمومی» یورگن هابرماس راهگشا باشد. هابرماس معتقد بود جامعه سالم به فضایی نیاز دارد که در آن شهروندان بتوانند آزادانه درباره مسائل عمومی گفت‌وگو کنند؛ فضایی که در آن استدلال جای قدرت را بگیرد و افراد نه برای غلبه بر یکدیگر، بلکه برای فهم بهتر واقعیت با هم وارد گفت‌وگو شوند. در چنین وضعیتی آنچه اهمیت دارد «کنش ارتباطی» است؛ یعنی تلاش مشترک برای رسیدن به درک متقابل. مشکل آن‌جاست که بخش قابل توجهی از گفت‌وگوها در رسانه‌های رسمی به‌ویژه تلویزیون، از چنین منطقی فاصله گرفته‌اند. بسیاری از برنامه‌های گفت‌وگومحور در مسیری قابل پیش‌بینی تولید می‌شوند که نمی‌توانند هم دیدگاه همه جامعه را نمایندگی کنند؛ هم فاقد رویکردهایی هستند که حرف تازه یا زاویه دید نوینی را به مخاطب بدهند؛ نتیجه چنین وضعیتی گفت‌وگوهایی است که بیشتر شبیه بیان دیدگاه از یک منظر خاص‌اند تا مواجهه واقعی دیدگاه‌های متفاوت با هم.
وقتی مخاطب به دنبال پاسخ می‌گردد
مخاطب امروز اما صرفاً شنونده نیست. او می‌خواهد بفهمد، مقایسه کند، بپرسد و با دیدگاه‌های متفاوت مواجه شود. جامعه‌ای که در شبکه‌های اجتماعی و فضای دیجیتال با انبوهی از اطلاعات روبه‌روست، طبیعی است که از رسانه‌های رسمی انتظار داشته باشد فضایی برای تحلیل چندجانبه مسائل فراهم کنند. وقتی چنین فضایی شکل نمی‌گیرد، مخاطب به دنبال آن در جای دیگری می‌گردد.
به همین دلیل است که بخشی از برنامه‌های گفت‌وگومحور اینترنتی توانسته‌اند مخاطبان گسترده‌ای پیدا کنند. نه به این دلیل که امکانات فنی بیشتری دارند؛ در بسیاری از موارد امکانات آن‌ها به مراتب کمتر از تلویزیون است. آنچه این برنامه‌ها را جذاب می‌کند، امکان طرح دیدگاه‌های متنوع و شکل‌گیری گفت‌وگوهایی است که به تجربه زیسته مخاطب نزدیک‌ترند. در این فضا، فاصله میان «آنچه مخاطب می‌داند» و «آنچه می‌خواهد بداند» کمتر می‌شود؛ شکافی که در تلویزیون به آن توجهی نمی‌شود.
پایان افسانه مخاطب کم‌حوصله
برخلاف تصور رایج که می‌گوید مخاطب امروز در عصر ریلزها و معرفی نظریه‌ها در یک دقیقه و... تنها به محتوای کوتاه و سریع علاقه دارد، اقبال مخاطب به این برنامه‌های اینترنتی نشان داده است که اگر گفت‌وگو واقعی و مسئله‌محور باشد، مخاطب حتی حاضر است ساعت‌ها برای تماشای آن وقت بگذارد؛ هزینه اینترنت بدهد و دردسرهای اتصال به بسترهایی مثل یوتیوب را هم تحمل کند. پس بخش زیادی از مخاطب همچنان برای گفت‌وگوی عمیق ارزش قائل است به شرط آن‌که احساس کند با گفت‌وگویی واقعی مواجه است، نه با بازتولید یک روایت از پیش تعیین‌شده. 
گفت‌وگو یا مجادله؟
البته این به معنای آن نیست که هر برنامه‌ای در فضای مجازی لزوماً به تقویت گفت‌وگو در جامعه کمک می‌کند. برخی از این برنامه‌ها هم گرفتار نوع دیگری از اختلال در گفت‌وگو شده‌اند: تبدیل بحث به مجادله. در چنین قالب‌هایی، شرکت‌کنندگان نه برای فهم دیدگاه یکدیگر، بلکه برای غلبه در یک جدال رسانه‌ای وارد میدان می‌شوند. نتیجه کار اغلب مجموعه‌ای از جملات تکراری، حملات لفظی و هیجانی است که شاید برای لحظاتی جذاب باشد، اما به فهم عمیق‌تر مسائل کمکی نمی‌کند و نمونه‌اش را در برنامه‌ای با حضور یک نماینده و مجادله او با چند مخاطب دیدیم که هیچ‌کدام دنبال شنیدن نظر طرف مقابل نبود و کلمات و مفاهیم فقط بدون پشتوانه و بررسی پرتاب می‌شدند؛ در این نقطه ما با کنش ارتباطی که هدفش فهم مشترک است مواجه نیستیم و کنشی استراتژیک با هدف جذب مخاطب تعریف شده که هدف پیروزی در بحث است و صرف انتشار در فضای مجازی، متفاوت بودن قالب و محتوا و حتی پربیننده بودنش دلیلی براثرگذاری‌اش نخواهد بود.
بازگشت گفت‌وگو به عرصه عمومی
با این اوصاف، مسئله اصلی ماهیت تلویزیون و برنامه اینترنتی یا علت برتری یکی بر دیگری نیست، بلکه این کیفیت و ماهیت گفت‌وگو در عرصه عمومی است که اهمیت دارد. رسانه‌ای که امکان مواجهه واقعی دیدگاه‌ها را فراهم کند، بی‌شک اثرگذاری بیشتری خواهد داشت. چنین رسانه‌ای، حتی با امکانات فنی محدود، باعث رشد فکری مخاطب و گره‌گشایی از مشکلات جامعه می‌شود. جامعه امروز خواهان درک پیچیدگی‌های شرایط است. بنابراین، به جای ساده‌سازی یک‌سویه مسائل یا هیجانی و جدلی کردن موضوعات، به بستری برای طرح روایت‌های متنوع و شکل‌گیری گفت‌وگوی واقعی نیاز دارد تا آگاهی عمومی تقویت شود. در این میان، تلویزیون با توجه به امکانات گسترده و ضریب نفوذ بالای خود، رسالت سنگینی بر دوش دارد. این رسانه باید برای رشد مخاطبان و بازسازی اعتماد اقشار روی‌گردان، گام‌های اساسی بردارد. موفقیت و اثرگذاری برنامه‌های گفت‌وگومحور اینترنتی، یک پیام روشن دارد: اگر رسانه ملی رویکردهای خود را تغییر دهد، تحقق این اهداف و آشتی با مخاطب هرگز دور از دسترس نخواهد بود.


نظرات شما