پیام ویژه - رکنا / سارا، زنی ۴۰ ساله، به گفته خانواده اش بارها از تهدیدهای همسرش سخن گفته بود. یکی از بستگان درجه یک سارا در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار رکنا، از ناگفته های زندگی او و روز وقوع این حادثه میگوید.
لطفاً خودتان را معرفی کنید و بگویید مرحومه چه نسبتی با شما داشت؟
من یکی از بستگان درجه یک سارا هستم. سارا ۱۲ سال زندگی مشترک داشت، اما چهار سال آخر زندگی اش با اختلافات و مشکلات زیادی همراه بود. او زن بسیار آرام، مهربان و بی حاشیه ای بود و هیچ وقت دلش نمی خواست کسی را ناراحت کند. سارا دو دختر داشت که حالا بعد از این اتفاق کنار پدربزرگ و مادربزرگشان زندگی میکنند.
سارا در کدام شهر ساکن بود؟
ما ساکن اهواز هستیم، اما سارا بعد از ازدواج در اصفهان زندگی می کرد. با این حال، پرونده طلاقش در دادگاه خانواده اهواز در حال رسیدگی بود.
از زندگی مشترک سارا برایمان بگویید. مشکلات از چه زمانی آغاز شد؟
سارا ماما بود و مطب مامایی داشت. درآمد خوبی داشت و بیشتر هزینه های زندگی را خودش تأمین میکرد، اما همسرش با بهانه های مختلف پول های او را می گرفت. بعد از اینکه سارا به خاطر نگهداری از فرزندانش مجبور شد مطبش را تعطیل کند، رفتار همسرش به مراتب بدتر شد. مدام او را کتک می زد و می گفت باید دوباره کار کند و درآمدش را در اختیار او بگذارد. حتی سه ماه سارا و دو دخترش را بدون تأمین هزینه های زندگی رها کرده بود.
چه اتفاقی باعث شد سارا تصمیم به جدایی بگیرد؟
سارا کم کم متوجه شد پول هایی که با زحمت به دست می آورد، صرف زندگی نمی شود. شرایط زندگی مشترک برای سارا به جایی رسیده بود که دیگر امکان ادامه آن را نمی دید. به همین دلیل به خانه پدرش برگشت و برای جدایی اقدام کرد.
خانواده از این شرایط و خشونت ها اطلاع داشتند؟
بله، کاملاً در جریان بودند. بارها به سارا گفتیم که طلاق بگیرد، اما او فقط به خاطر دو دخترش چند بار به زندگی مشترک برگشت. هر بار که برمی گشت، رفتار همسرش بدتر از قبل میشد و خشونت، تحقیر و خیانت ادامه پیدا میکرد.
آیا سارا موضوع تهدیدها را به مراجع قضایی هم اطلاع داده بود؟
بله. سارا بارها گفته بود که امنیت جانی ندارد. بارها از همسرش شنیده بود که میگفت: «اگر یک روز از عمرم مانده باشد، تو را میکشم.» حتی چند بار با چاقو تهدیدش کرده بود و دخترهایشان هم شاهد این صحنه ها بودند.
در جریان پرونده طلاق، خواسته سارا چه بود؟
فقط مهریه اش را میخواست تا بتواند آینده بچه هایش را تأمین کند و حضانت دو دخترش را بگیرد. اما همسرش مخالف طلاق بود، چون عادت کرده بود سارا کار کند و پول دربیاورد و او پول هایش را خرج خودش کند.
تهدیدها فقط شفاهی بود یا مدرکی هم وجود داشت؟
خیر. حتی روی تلفن همراه دخترهایشان پیام فرستاده بود که میخواهد مادرشان را بکشد. سارا بابت همین تهدیدها هم شکایت کرده بود.
روز حادثه دقیقاً چه زمانی بود و چه اتفاقی افتاد؟
این حادثه روز ۷ مهر ۱۴۰۴ رخ داد. آن روز سارا برای شرکت در جلسه رسیدگی به پرونده طلاق در دادگاه خانواده اهواز حضور پیدا کرده بود. پس از پایان جلسه، برادر سارا، سارا و مادرش را به خانه پدری رساند و خودش از آنجا رفت. اما همسرش از همان دادگاه آن ها را تعقیب کرده بود. به محض اینکه برادر سارا از خانه خارج شد، او با اسلحه وارد خانه شد، مادرسارا را کنار زد و به سمت سارا رفت. سارا برای نجات جانش به سمت حمام فرار کرد، اما همسرش دو گلوله به او شلیک کرد و سارا در خانه پدری، مقابل چشمان مادرش، جان خود را از دست داد. پس از ارتکاب جنایت نیز از محل گریخت.
چه کسانی شاهد این جنایت بودند؟
مادر سارا تمام لحظات این جنایت را با چشم خودش دید. یکی از همسایهها نیز شاهد ماجرا بود و چند مرد که در پارک نزدیک خانه حضور داشتند، متهم را در حالی که اسلحه در دست داشت دیده بودند. بعد از تیراندازی، همسایه ها، پدر و برادر سارا به خانه آمدند و با اورژانس و پلیس تماس گرفتند. در نهایت نیز متهم پس از فرار توسط پلیس دستگیر شد.
خواسته خانواده فقط اجرای عدالت و قصاص است. هیچ حکمی نمی تواند سارا را به زندگی برگرداند، اما امیدواریم عدالت اجرا شود تا حق او و دو دخترش ضایع نشود.