پیام ویژه - جماران / آجرلو، عضو تیم رسانهای هیات مذاکرهکننده گفت: ایران برای سناریوی حمله ناگهانی آماده است.
عضو تیم رسانهای هیات مذاکرهکننده با تاکید بر اینکه ایران وارد دورهای از همزمانی میدان و مذاکره شده است، گفت: یادداشت تفاهم اسلامآباد همچنان ظرفیت اجرایی دارد و تهران باید در کنار حفظ آمادگی نظامی، آمریکا را به اجرای تعهدات خود وادار کند.
به گزارش جماران به نقل از اقتصاد معاصر؛ تحولات اخیر در روند مذاکرات، وضعیت یادداشت تفاهم اسلامآباد، تداوم محدودیتها در تنگه هرمز و ابهامات درباره آینده تقابل ایران و آمریکا، بار دیگر بحث درباره نسبت میان میدان و دیپلماسی، نحوه مقابله با محاصره و مسیر پیش روی سیاست خارجی ایران را در کانون توجه قرار داده است.
در همین راستا در گفتوگو با سعید آجرلو، عضو تیم رسانهای هیات مذاکرهکننده به بررسی آخرین وضعیت مذاکرات، سرنوشت یادداشت تفاهم اسلامآباد، نقش تنگه هرمز در معادلات منطقهای، سناریوهای جایگزین منتقدان و الزامات حفظ انسجام داخلی پرداختهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
با پایان مهلت ۶۰ روزه مطرحشده در مذاکرات، آخرین وضعیت یادداشت تفاهم و رایزنیهای جاری چیست؟
آجرلو: بر اساس گفتههای اخیر آقای عراقچی، از نگاه ایران یادداشت تفاهم به معنای پایان جنگ است و پایان جنگ اساسا نیازی به تمدید ندارد. با این حال، آمریکا برخی مفاد تفاهم را نقض کرد و ایران نیز در واکنش، در موضوع تنگه هرمز تلاش کرد شرایط ترافیکی را به وضعیت پیش از اجرای تفاهم بازگرداند. به همین دلیل اکنون با سندی مواجه هستیم که بخشهایی از آن اجرا نمیشود و نیازمند تعیین تکلیف است.
همزمان مذاکرات ایران و عمان درباره ماده ۵ یادداشت تفاهم بهویژه موضوع تنگه هرمز ادامه دارد. ایران و طرف مقابل برداشتهای متفاوتی از این ماده داشتند و تهران اقدامات انجامشده را نقض تفاهم تلقی کرد. اکنون متنها و پیشنهادها میان تهران و مسقط در حال تبادل است و مذاکرات تا رسیدن به جمعبندی نهایی ادامه خواهد داشت.
بارها گفته شده مذاکرات با عمان به مراحل نهایی رسیده است. این تفاهم چه زمانی نهایی میشود؟
آجرلو: دستیابی به تفاهم با عمان دور از دسترس نیست. اختلافاتی درباره برخی واژهها و تعابیر وجود دارد و متن همچنان در حال بررسی است. در صورت دستیابی به سند مشترک، در مرحله نخست یک مسیر موقت یا مسیر میانی برای دورهای مشخص ایجاد میشود و سپس درباره تبدیل آن به مسیر دائمی مذاکره خواهد شد.
دیدگاه ایران این است که وضعیت تنگه نباید به شرایط پیش از جنگ بازگردد. پیش از جنگ، تردد عمدتا از مسیر جنوبی انجام میشد اما در الگوی جدید بخشی از مسیر رفت و بازگشت تحت مدیریت ایران قرار میگیرد و کشتیها باید اطلاعاتی مانند مقصد و محموله خود را ثبت کنند. پس از توافق بر مسیر موقت، موضوعاتی مانند مسیر دائمی، خدمات دریایی و سایر مسائل مرتبط بررسی خواهد شد. البته آمریکا و برخی کشورهای عربی ممکن است با این رژیم جدید مخالفت کنند.
ز سوی دیگر صرف تفاهم با عمان به معنای باز شدن تنگه نیست و آمریکا نیز باید تعهدات خود در زمینه رفع محاصره، صدور معافیتها، آزادسازی منابع مالی و پایان جنگ را اجرا کند. ایران شروط خود را اعلام کرده و در داخل نیز درباره این موضوعات میان بخشهای مختلف حاکمیت همنظری وجود دارد. در کنار مذاکرات، احتمال حمله ناگهانی یا آغاز دور جدیدی از جنگ، از جمله از غرب کشور نیز در محاسبات وجود دارد. ایران وارد دورهای شده که در آن مذاکره و درگیری میتوانند همزمان پیش بروند و دوگانه سنتی جنگ یا مذاکره عملا کارکرد گذشته را ندارد.
وضعیت دریافت عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز به کجا رسیده است؟
آجرلو: این موضوع قرار است در مرحله دوم مذاکرات با عمان بررسی شود. در یادداشت تفاهم تصریح شده بود تردد برای مدت ۶۰ روز رایگان باشد و همین تعیین دوره زمانی نشان میدهد ایران برای پس از آن برنامه داشته است. هدف مرحله نخست، جایگزینی مسیر جنوبی با مسیر جدید است و در ادامه ایران به دنبال کسب منفعت اقتصادی از تردد کشتیها، نظارت بر آنها و اعمال حاکمیت خود خواهد بود. رسیدن به این هدف نیز صرفا از طریق مذاکره امکانپذیر نیست و تحولات نشان داده در مقاطعی میدان و در مقاطعی دیپلماسی باید فعال شود.
برخی معتقدند مدیریت کامل تنگه هرمز ضرورتی ندارد و ایران میتواند بدون پذیرش هزینههای اجرایی، حاکمیت خود را اعمال کند. ارزیابی شما چیست؟
آجرلو: در این زمینه دو نگاه سادهانگارانه وجود دارد؛ یک نگاه اهمیت تنگه را نادیده میگیرد و خواهان رها کردن آن است و نگاه دیگر بر حذف عمان، دریافت فوری عوارض یا بسته ماندن دائمی تنگه تاکید دارد. هر دو نگاه با واقعیت فاصله دارند. رونق و اهمیت اقتصادی تنگه به باز بودن آن وابسته است و بسته ماندن طولانی آن میتواند به توسعه مسیرهای جایگزین و کاهش اهمیت راهبردی تنگه منجر شود. در عین حال، عمان نیز بخشی از واقعیت جغرافیایی و سیاسی این منطقه است و نمیتوان نقش آن را نادیده گرفت.
در مقابل، رها کردن تنگه نیز منطقی نیست. تنگه بخشی از امنیت و هویت ایران و یکی از دستاوردهای کشور در جنگ است. ایران نمیتواند شرایطی را بپذیرد که دیگر کشورهای منطقه در امنیت نفت صادر کنند اما خودش با محدودیت مواجه باشد. بنابراین باید میان رونق تنگه، واقعیتهای منطقهای و اعمال حاکمیت ایران توازن برقرار شود. درآمدهای احتمالی تنگه نیز باید واقعبینانه ارزیابی شود. ارقامی مانند ۱۰۰ یا ۱۵۰ میلیارد دلار با واقعیت فاصله دارد و ایجاد چنین انتظاراتی میتواند در آینده موجب سرخوردگی افکار عمومی شود.