پیام ویژه - جماران /متن پیش رو در جماران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
نیویورکر در گزارشی از پشتپرده آخرین ساعات مذاکرات ایران و آمریکا پیش از آغاز جنگ مینویسد جرد کوشنر و استیو ویتکاف بدون حضور مشاوران فنی وارد یکی از پیچیدهترین پروندههای هستهای جهان شدند؛ مذاکراتی که بهگفته این نشریه، با سوءبرداشت از پیشنهادهای تهران، شتاب در تصمیمگیری و درهمتنیدگی دیپلماسی با منافع تجاری حلقه نزدیک به ترامپ همراه بود و تنها چند ساعت بعد به آغاز حملات گسترده علیه ایران انجامید.
نشریه نیویورکر در گزارشی درباره نقش جرد کوشنر در سیاست خارجی دولت ترامپ، به جزئیات ساعات پایانی مذاکرات ایران و آمریکا پیش از آغاز جنگ پرداخته است. به روایت این نشریه، در ساعاتی پیش از آنکه آمریکا وارد جنگ با ایران شود، کوشنر در ژنو با مذاکرهکنندگان ایرانی دیدار کرد؛ آخرین فرصت برای جلوگیری از درگیریای که منطقه را به آشوب میکشاند و اقتصاد جهان را شوکه میکرد.
نیویورکر مینویسد کوشنر پس از این دیدار، طرفهای ایرانی خود را شایسته صرف وقتش ندانست. او به خبرنگاران گفت: «همهاش حقهبازی است. آنها اساساً همهجا با ما بازی میکردند و خیلی حیلهگر بودند.»
به نوشته نیویورکر، کوشنر ۴۵ ساله چندان برای فن دیپلماسی اهمیتی قائل نیست. از نگاه او، دانستن تاریخ یک منطقه یا جزئیات مواضع مذاکرهکنندگان اهمیت کمتری از این دارد که صرفاً به حرف طرفین گوش بدهید و اختلاف میان آنها را بهطور مساوی تقسیم کنید.
او گفته توافقهای صلح شبیه معاملات املاک هستند؛ هر دو به چانهزنی سخت و گاهی بلوفزدن نیاز دارند. از نظر کوشنر، اینکه بسیاری از دیپلماتها پیش از او در حل این مسائل شکست خوردهاند، نه نشانه سرسختی مشکلات بینالمللی، بلکه گواهی بر متوسطبودن پیشینیان اوست.
براساس روایت نیویورکر، وقتی کوشنر و ویتکاف در ماه فوریه دیدار با مذاکرهکنندگان ایرانی را آغاز کردند، دو کشور در آستانه جنگ قرار داشتند. در سال ۲۰۲۵، نیروهای آمریکایی و اسرائیلی تأسیسات غنیسازی هستهای ایران را بمباران کرده بودند. پس از آن، ترامپ اعلام کرد که توانایی ایران برای غنیسازی اورانیوم «بهطور کامل نابود شده است».
با این حال، ترامپ و دیگر مقامهای غربی خواستار امتیازات بیشتری بودند. ایران همچنان ذخیره بزرگی از اورانیوم را در اختیار داشت. این ذخیره در زیر آوار ناشی از بمباران سال ۲۰۲۵ مدفون شده بود، اما ترامپ و نتانیاهو اصرار داشتند که ایرانیها این ذخیره را واگذار کنند و از هرگونه قصد برای غنیسازی اورانیوم در آینده صرفنظر کنند.
نیویورکر مینویسد ترامپ، کوشنر و ویتکاف را اعزام کرد تا انتخابی عملاً دوگانه را پیش روی ایرانیها بگذارند: تمام ذخیره اورانیوم خود را تحویل دهید یا منتظر حمله باشید. او برای تأکید بر تهدیدهایش، ناوگانی بزرگ را به خاورمیانه اعزام کرده بود. ترامپ گفت: «ما باید به یک توافق معنادار برسیم، در غیر این صورت اتفاقات بدی رخ خواهد داد.»
این گزارش تأکید میکند که بحث درباره محدودکردن برنامه هستهای ایران بهشدت پیچیده است و چالشهای آن هم فنی است و هم دیپلماتیک؛ اما نه کوشنر و نه ویتکاف یک مشاور فنی را به مذاکرات نیاوردند. هرچند یک کارشناس وزارت انرژی آمریکا به ویتکاف اختصاص داده شده بود، اما این فرد در اتاق مذاکرات حضور نداشت.
به نوشته نیویورکر، گویی برای نشاندادن اعتمادبهنفس خود، کوشنر و ویتکاف همزمان با نمایندگان روسیه درباره جنگ اوکراین نیز مذاکره میکردند. مذاکرات ایران صبح انجام میشد و مذاکرات اوکراین بعدازظهر.
یک دیپلمات سابق که در جریان مذاکرات با ایران قرار داشت، به نیویورکر گفت هنگامی که عراقچی شروع به ارائه امتیازهایی کرد، دو آمریکایی دقیقاً متوجه نشدند چه چیزی روی میز قرار گرفته و آنها از گروسی مشورت خواستند.
یک مقام سابق کاخ سفید که روی موضوع هستهای ایران کار کرده بود نیز از فقدان آمادگی آنها بهشدت متعجب شده بود. او گفت: «ایرانیها با یک پیشنهاد نزد شما میآیند. این پیشنهاد در عمل چه معنایی دارد؟ چقدر آنها را عقب میاندازد، دو ماه یا دو سال؟ راههای دور زدن آن چیست؟ اینکه آنها مشاوران فنی در آنجا نداشته باشند، واقعاً یک سوءمدیریت کامل است.»
کوشنر پس از مذاکرات، در یک نشست خبری استدلال کرد که ایرانیها صرفاً در حال وقتکشی بودهاند. او گفت: «آنها فقط تلاش میکردند زمان بخرند تا هر چیزی را که میتوانند حفظ کنند و از دوره ریاستجمهوری ترامپ عبور کنند.»
بااینحال، نیویورکر مینویسد برخی کارشناسانی که مذاکرات را دنبال میکردند، معتقد بودند پیشنهادهای عراقچی جدی و واقعی بوده است؛ از جمله اینکه ایرانیها پیشنهاد کرده بودند غنیسازی هستهای را بهطور کامل تعلیق کنند، کاری که پیش از آن انجام نداده بودند. گزارش نیویورکر به مدت زمان این تعلیق اشارهای نکرده است. آنها همچنین پیشنهاد داده بودند اورانیوم غنیشدهای را که همچنان در اختیار داشتند، رقیق کنند.
به روایت این نشریه، مذاکرهکنندگان آمریکایی در نشست خبری خود اظهاراتی گیجکننده مطرح کردند. ویتکاف ایران را متهم کرد که از راکتور تحقیقاتی تهران، تأسیساتی که ایزوتوپهای پزشکی تولید میکند، برای غنیسازی غیرقانونی و ذخیرهسازی اورانیوم استفاده میکند؛ این در حالی بود که بازرسیهای مکرر آژانس هیچ مدرکی دال بر استفاده نظامی از این تأسیسات پیدا نکرده بود.
«کلسی داونپورت»، کارشناس عدم اشاعه هستهای در انجمن کنترل تسلیحات در واشنگتن، به نیویورکر گفت: «از حرفهایی که کوشنر و ویتکاف میزنند، میتوانید بفهمید که آنها بسیاری از مسائل فنی را درک نمیکنند.»
یکی از دوستان کوشنر نیز در گفتوگو با این نشریه صریحتر گفت: «او آدم دوستداشتنیای است، اما واقعاً از حد و اندازه توانایی خودش خارج شده است.»
نیویورکر گزارش میدهد بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان و میزبان مذاکرات ژنو، چنان از روند مذاکرات نگران شده بود که به واشنگتن پرواز کرد تا تلاش کند مانع وقوع جنگ شود. او نتوانست با ترامپ دیدار کند، اما با ونس که با جنگ مخالف بود، ملاقات کرد.
سپس البوسعیدی، در اقدامی بسیار غیرمعمول برای یک دیپلمات حرفهای، در شبکه سیبیاس حاضر شد و خواستار صبر شد و گفت: «توافق صلح در دسترس ماست.»
براساس روایت نیویورکر، در واشنگتن، کوشنر و ویتکاف به ترامپ گفتند که ایرانیها از تسلیمشدن خودداری کردهاند. چند ساعت بعد، آمریکا و اسرائیل مجموعهای از حملات ویرانگر را آغاز کردند که به ترور آیتالله خامنهای و بسیاری دیگر از رهبران ارشد ایران انجامید.
یک مقام سابق کاخ سفید به نیویورکر گفت دولت ترامپ با عجله وارد جنگی غیرضروری شد. او گفت: «من آنها را بابت شکست مذاکرات سرزنش نمیکنم. اما چرا اینقدر زود پس از آن جنگ را شروع میکنید و تمام رهبری [ایران] را هدف قرار میدهید؟ اصلاً آنقدر فوریتی وجود نداشت.»
نیویورکر مینویسد پس از آغاز جنگ، کوشنر استدلالی غیرمنتظره برای حمله به ایران ارائه کرد. او گفت: «آنها اساساً اگر تلاش لازم را میکردند، فقط چند روز یا چند هفته با ساخت یک سلاح فاصله داشته باشند.»
این نشریه این ادعا را قابل باور نمیداند و مینویسد از زمان حملات سال ۲۰۲۵ به تأسیسات هستهای ایران، آژانس بینالمللی انرژی اتمی هیچ نشانهای از احیای یک برنامه تسلیحاتی مشاهده نکرده بود.
نیویورکر در ادامه مینویسد در واقع، به نظر میرسد ترامپ تحت فشار نتانیاهو وارد این درگیری شده بود. نتانیاهو معتقد بود یک کارزار هماهنگ میتواند بهسرعت حکومت ایران را سرنگون کند. هنگامی که مقامهای اطلاعاتی آمریکا محل استقرار رهبران ارشد ایران را مشخص کردند، اسرائیل تصمیم گرفت حمله کند.
به گفته روبیو، در آن مرحله ترامپ به این نتیجه رسید که آمریکا نمیتواند از جنگ اجتناب کند. روبیو گفت: «قرار بود اسرائیل اقدامی انجام دهد. ما میدانستیم که این اقدام باعث حمله به نیروهای آمریکایی خواهد شد.»
نیویورکر مینویسد در هفت ماهی که از آن زمان گذشته، دولت ترامپ در جنگی پرهزینه گرفتار شده است که به نظر میرسد هیچ راه خروج آسانی از آن وجود ندارد. آمریکا منابع آب غیرنظامی را بمباران کرده و مدرسه دخترانه را هدف قرار داده که در نتیجه آن بیش از ۱۰۰ کودک کشته شدند؛ همچنین بخش بزرگی از ذخایر موشکهای پیشرفته خود را مصرف کرده و تواناییاش برای بازدارندگی رقبایی مانند چین و روسیه را تضعیف کرده است.
در ادامه گزارش آمده است که همزمان با تغییر ساختار قدرت در ایران و روی کار آمدن جریانی با رویکردی سختگیرانهتر، دولت آمریکا عملاً کنترل تنگه هرمز، یکی از مهمترین آبراههای جهان، را واگذار کرده است.
نیویورکر مینویسد برای هر فرستاده دیگری از سوی رئیسجمهور، نتیجه مذاکرات ایران یک فاجعه محسوب میشد؛ اما برای کوشنر، این موضوع حتی مهمترین بخش مأموریتهایش نبود. او در حالی که با ایران مذاکره میکرد، میلیاردها دلار سرمایهگذاری را که دولتهای دیگر منطقه در صندوق سرمایهگذاری خصوصی او انجام داده بودند نیز مدیریت میکرد.
این نشریه مینویسد کوشنر در دوران ترامپ حرفه خود را بر ترکیب تجارت و سیاست بنا کرده است. او استدلال میکند که بازرگانبودن به تلاشهای دیپلماتیکش کمک میکند، زیرا به او اجازه میدهد راهحلهای خلاقانهای برای مشکلاتی پیدا کند که معمولاً دیوانسالاران فاقد ابتکار با آنها سروکار دارند.
اما به نوشته نیویورکر، کوشنر در حالی که به نمایندگی از ترامپ در سراسر جهان رفتوآمد کرده، بیش از پیش در امور تجاری کشورهایی که در آنها فعالیت میکند درگیر شده است. او نماینده نوع جدیدی از چهرههای واشنگتن است؛ چهرهای که برایش تصدی منصب عمومی به ابزاری برای دستیابی به ثروتی فوقالعاده تبدیل شده است.
نیویورکر همچنین مینویسد در دو سال گذشته، مجموعهای از افراد مرتبط با کاخ سفید، از جمله پسران ویتکاف، دیوید ساکس، مشاور حوزه رمزارزها، و دیگر اعضای خانواده ترامپ، از موقعیتهای رسمی خود برای بهدستآوردن میلیاردها دلار برای خود استفاده کردهاند.
یک مقام سابق آمریکایی در توصیف این الگو به نیویورکر میگوید: «من همه این افراد را میشناسم. آنها وارد این جلسات میشوند و همزمان با دیپلماسی، مشغول تجارت هم هستند. میگویند: "خب، دیگر درباره آتشبس کافی است. ما این هتلی را داریم که میخواهیم بسازیم." این همان نوع سیاست خارجی است که آمریکا اکنون دارد.»