پیام ویژه - ایرنا / خلیج فارس برای مردم هرمزگان فقط پهنهای آبی در کنار خانههایشان نیست؛ منبع زندگی و معیشت آنان است، اما حملات اخیر دشمن آمریکایی به کشور، این زیستبوم حساس را در معرض آلودگی و تخریب قرار داده است؛ آسیبی که از آب و ساحل فراتر میرود و به سفره، درآمد و امنیت معیشتی خانوادههایی میرسد که زندگیشان به دریا وابسته است.
در هرمزگان، دریا پیش از آنکه یک جغرافیا باشد، بخشی از زندگی مردم است؛ از صیادی و آبزیپروری گرفته تا تجارت دریایی، گردشگری، حملونقل و فعالیتهایی که هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم را شکل دادهاند، ساحل برای مردم این استان مرز میان خشکی و آب نیست؛ امتداد خانه و محل کار آنهاست و سلامت خلیج فارس با سلامت زندگی آنان پیوند خورده است.
همین پیوند است که پیامدهای حملات اخیر دشمن آمریکایی به کشور را برای مردم این منطقه متفاوت میکند، ورود ناوها و شناورهای نظامی دشمن به معادلات امنیتی منطقه و انجام عملیات نظامی در پیرامون خلیج فارس و تنگه هرمز، شرایطی را رقم زده که آثار آن از عرصه نظامی فراتر رفته و محیط زیست را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
در این میان، خلیج فارس به عنوان زیستبومی حساس، در معرض فشارهایی قرار گرفته که منشأ آن را باید در شرایط جنگی ایجادشده از سوی آمریکا و اقدامات نظامی دشمن جستوجو کرد.
این شرایط، نگرانی درباره آلودگی خلیج فارس را به یکی از مهمترین دغدغههای محیط زیستی منطقه تبدیل کرده است؛ زیرا هر حمله به شناورها یا زیرساختهای مرتبط با انرژی، در صورت آتشسوزی، انفجار یا نشت سوخت، میتواند زنجیرهای از آثار مخرب را برای محیط دریایی به دنبال داشته باشد.
خطر در اینجا فقط آن چیزی نیست که در لحظه حادثه روی سطح آب دیده میشود؛ آلایندهها میتوانند وارد رسوبات شوند، در زنجیره غذایی آبزیان قرار گیرند و با جریانهای دریایی به نقاط دیگر منتقل شوند.
آلودگی خلیج فارس؛ زخمی بر پیکر زندگی مردم
خلیج فارس به دلیل ویژگیهای طبیعی خود، محیطی نیست که بتوان خسارت واردشده به آن را به آسانی جبران کرد، عمق نسبتاً کم، تبادل محدود آب با آبهای آزاد و تراکم فعالیتهای نفتی، صنعتی و دریایی، این پهنه را در برابر ورود آلایندهها آسیبپذیر کرده است، از این رو، فشار جدیدی که در نتیجه عملیات نظامی دشمن بر این اکوسیستم وارد میشود، در کنار آسیبهای پیشین قرار گرفته و توان طبیعی دریا برای بازسازی را کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، آسیب به مرجانها، جنگلهای حرا، علفزارهای دریایی و زیستگاههای آبزیان تنها یک موضوع علمی نیست، این زیستگاهها بخشی از چرخه طبیعی تولید و بقای آبزیان هستند و هر آسیبی به آنها میتواند به کاهش ذخایر دریایی و دشوار شدن فعالیت صیادان منجر شود.
برای یک صیاد هرمزگانی، کاهش ذخایر آبزیان مفهومی پیچیده و دور از زندگی روزمره نیست؛ به معنای آن است که باید زمان بیشتری در دریا بگذراند، هزینه بیشتری برای سوخت و تجهیزات بپردازد و در نهایت با درآمد کمتری به خانه بازگردد، برای آبزیپرور نیز آسیب محیط دریایی میتواند به کاهش تولید و افزایش هزینهها منجر شود و برای فعال گردشگری، ساحل آلوده و دریای ناامن یعنی کاهش مسافر و از دست رفتن درآمد.
اینجاست که پیامد اقدامات نظامی دشمن از محیط زیست به جامعه منتقل میشود، آلودگی دریا در نهایت میتواند خود را در اقتصاد خانواده، اشتغال جوانان، امنیت غذایی و آینده جوامع ساحلی نشان دهد، بنابراین نمیتوان خسارت زیستمحیطی جنگ را صرفاً در قالب چند شاخص آزمایشگاهی یا میزان آلایندههای موجود در آب خلاصه کرد؛ پشت هر زیستگاه آسیبدیده، بخشی از اقتصاد و زندگی مردم منطقه قرار دارد.
این موضوع حتی به آب مورد نیاز مردم نیز مرتبط است، در جنوب کشوربه ویژه هرمزگان، آبشیرینکنها نقش مهمی در تأمین آب دارند و سلامت آب دریا، بخشی از زنجیره تأمین آب شرب محسوب میشود و هرگونه افزایش آلودگی در آب ورودی میتواند فرآیند تصفیه را پیچیدهتر و پرهزینهتر کند و در نهایت فشار بیشتری بر زیرساختهای تأمین آب وارد آورد.
دشمن باید پاسخگوی هزینه زیستمحیطی جنگ باشد
در نهایت، مسئله به یک مطالبه روشن بازمیگردد؛ محیط زیست نباید قربانی خاموش جنگ باشد و مردم هرمزگان نباید هزینه اقداماتی را بپردازند که در تصمیمگیری درباره آنها نقشی نداشتهاند.
وقتی حملات دشمن آمریکایی و عملیات نظامی ناوهای این کشور شرایط جنگی موجود را ایجاد کرده و این شرایط خطر آلودگی و تخریب زیستبوم خلیج فارس را افزایش داده است، خسارتهای زیستمحیطی نیز باید در کنار خسارتهای انسانی، اقتصادی و زیرساختی ثبت و پیگیری شود.
اصول بینالمللی حفاظت از محیط زیست در ارتباط با مخاصمات مسلحانه، بر ضرورت حفاظت از محیط زیست پیش، حین و پس از جنگ تأکید دارد و در مواردی که اقدام خلاف تعهدات بینالمللی موجب خسارت شود، موضوع جبران، بازسازی و مطالبه خسارت قابل طرح است.
بر این اساس، خسارت به آب، سواحل، مرجانها، حرا، ذخایر آبزی و سایر زیستگاههای دریایی نباید صرفاً در قالب یک هشدار محیط زیستی باقی بماند. باید این خسارتها با روشهای علمی ثبت و ارزشگذاری شود و آثار اقتصادی آن بر صیادی، آبزیپروری، گردشگری و سایر فعالیتهای وابسته به دریا نیز در محاسبات قرار گیرد.
واکنش جامعه جهانی نیز باید فراتر از صدور بیانیههای کلی باشد. اگر نهادهای بینالمللی خود را متعهد به حفاظت از محیط زیست و صیانت از غیرنظامیان میدانند، نمیتوانند در برابر پیامدهای زیستمحیطی عملیات نظامی دشمن سکوت کنند یا مسئولیت عاملان را نادیده بگیرند.