دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۴۰۵
بین الملل

افسر سابق آمریکا: عربستان ببر کاغذی بود که انصارالله درید

افسر سابق آمریکا: عربستان ببر کاغذی بود که انصارالله درید
پیام ویژه - فارس/ افسر اطلاعاتی سابق نیروی دریایی آمریکا معتقد است که انصارالله حول محور شجاعت و انسجام مذهبی شکل گرفته و آل‌سعود در برابر چنین نیرویی فقط به منابع مالی ...
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - فارس / افسر اطلاعاتی سابق نیروی دریایی آمریکا معتقد است که انصارالله حول محور شجاعت و انسجام مذهبی شکل گرفته و آل‌سعود در برابر چنین نیرویی فقط به منابع مالی حاصل از فروش نفتی وابسته است که اکنون به شدت توسط مقاومت یمن، تحت فشار قرار گرفته است. او حکومت سعودی را «ببر کاغذی» می‌خواند که هیچ شانسی در برابر اراده انصارالله نخواهد داشت.
اسکات ریتر، افسر اطلاعاتی بازنشسته آمریکایی و بازرس سابق سازمان ملل توضیح می‌دهد که چگونه پیشروی انصارالله می‌تواند باعث فروپاشی حکومت در عربستان سعودی شود و پیش‌بینی می‌کند که این فروپاشی می‌تواند به دیگر سلطنت‌نشین‌های حاشیه خلیج فارس سرایت کند.او به جنگ اوکراین نیز اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که وابستگی اوکراین به غرب و تبعیت آن از ایده‌ها و اهداف غربی همان نتیجه‌ای را برای مردم اوکراین به دنبال داشته که ائتلاف‌ کشورهای حاشیه خلیج‌فارس با آمریکا برای ایشان به همراه آورده است؛ او همچنین توضیح می‌دهد که چگونه فاصله گرفتن روسیه از غرب، باعث حتی در وضعیت جنگی، استقلال و توسعه اقتصادی برای این کشور میسر شود.مزدوران سعودی در برابر انسجام و شجاعت انصارالله هیچ شانسی ندارنداز نظر ریتر، عربستان سعودی با وجود دریافت بیش از یک تریلیون دلار تجهیزات و فناوری‌های نظامی پیشرفته از آمریکا و دیگر کشورهای غربی، در میدان نبرد عملاً به یک «ببر کاغذی» تبدیل شده است؛ زیرا برخورداری از جنگنده، بالگرد، تانک، توپخانه و دیگر سامانه‌های پیشرفته زمانی معنا دارد که نیروی انسانی توانایی به‌کارگیری مؤثر آنها را داشته باشد، در حالی که عربستان چنین توان رزمی و مهارت عملیاتی را نشان نداده است. در مقابل، انصارالله با اتکا به نیروهای قبیله‌ای و تسلیحات عمدتاً سبک، شجاعت، انسجام و ظرفیت رزمی قابل‌توجهی از خود نشان داده و توانسته در برابر ارتش مجهز عربستان عملیات تهاجمی مؤثری انجام دهد.
ریتر این وضعیت را نشانه شکاف عمیق میان حجم و پیشرفته‌بودن تجهیزات نظامی عربستان و توان واقعی آن در بهره‌گیری از این تجهیزات در میدان جنگ می‌داند و معتقد است موفقیت‌های انصارالله این ضعف ساختاری را آشکار کرده است.در نبود پول‌های نفتی، هیچ کس در عربستان از محمد بن سلمان حمایت نمی‌کنداز نظر این افسر اطلاعاتی بازنشسته، موفقیت‌های انصارالله در برابر عربستان، پیامدهای راهبردی و حتی موجودیتی برای عربستان و منطقه به دنبال دارد. او معتقد است انصارالله با تثبیت کنترل خود بر تنگه باب‌المندب و ترکیب عملیات زمینی با حملات موشکی و پهپادی می‌تواند توان عربستان برای ایفای تعهدات صادراتی و تأمین درآمدهای نفتی را مختل کند؛ درآمدی که اساس قدرت اقتصادی و سیاسی حکومت سعودی است. او در ادامه استدلال می‌کند که چنین بحرانی می‌تواند شکاف‌های درونی جامعه عربستان را فعال کند؛ زیرا ساختار قبیله‌ای این کشور همچنان پابرجاست و موفقیت یک نیروی قبیله‌ای مانند انصارالله می‌تواند در میان قبایل و دیگر نیروهای اجتماعی عربستان این تصور را ایجاد کند که حکومت مرکزی ضعیف شده است.ریتر می‌گوید که قدرت و موقعیت محمد بن‌سلمان به‌شدت به توانایی او در حفظ وفاداری قبایل و خاندان‌های قدرتمند سعودی از طریق ثروت نفتی وابسته است. بخش مهمی از وفاداری شاهزادگان و نخبگان سعودی بر پایه منافع اقتصادی و امکان برخورداری از ثروت هنگفت نفتی شکل گرفته است؛ بنابراین تا زمانی که درآمد نفتی در اختیار حکومت باشد، امکان خرید وفاداری و حفظ این شبکه قدرت وجود دارد، اما اگر جنگ و حملات انصارالله به زیرساخت‌های نفتی، تولید و صادرات نفت عربستان را مختل کند، این سازوکار نیز آسیب می‌بیند.
به باور ریتر، بن‌سلمان در چنین شرایطی با این پرسش مواجه خواهد شد که اگر دیگر نتواند ثروت و امنیت فراهم کند، چه چیزی برای عرضه به قبایل و شاهزادگان دارد؟ایران پیروز قاطع میدان جنگ است و آمریکا باید این واقعیت را بپذیرداز نظر اسکات ریتر، بحران خلیج فارس و تهدیدهای مرتبط با تنگه هرمز مستقیماً با امنیت انرژی و ثبات اقتصاد جهانی و به‌ویژه قیمت نفت ارتباط دارد. او معتقد است تداوم تنش در منطقه، نااطمینانی در بازار انرژی و افزایش قیمت نفت را به دنبال خواهد داشت و این وضعیت برای آمریکا نیز تبعات اقتصادی و سیاسی دارد. او سپس تصریح می‌کند جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران به راه انداختند، با پیروزی قاطع ایران به پایان رسیده است و واشنگتن باید این واقعیت جدید را بپذیرد. او معتقد است ایران در این درگیری توانسته موقعیت خود را به‌گونه‌ای تثبیت کند که اکنون درباره برخی ترتیبات منطقه‌ای، به‌ویژه مسائل مرتبط با تنگه هرمز و امنیت انرژی، نقش تعیین‌کننده‌تری داشته باشد. ریتر نتیجه می‌گیرد با در نظر گرفتن این شرایط ادامه سیاست تهدید و فشار علیه ایران، بدون درنظرگرفتن نتیجه جنگ، می‌تواند به تشدید بحران و آسیب بیشتر به منافع آمریکا منجر شود؛ بنابراین او به دولت ترامپ توصیه می‌کند به جای تهدید ایران یا تلاش برای تحمیل شرایط یک‌جانبه، واقعیت حاصل از جنگ را بپذیرد و اجازه دهد مسیر طبیعی تحولات، از جمله بازگشت جریان نفت و کاهش تنش در منطقه، طی شود.
اوکراین حتی با حمایت غرب، توان رویارویی با روسیه را نداشتریتر همچنین به جنگ اوکراین می‌پردازد و می‌گوید این جنگ از ابتدا جنگی فرسایشی بود که توان انسانی و اقتصادی اوکراین برای آن، به شدت تحلیل رفته است. او معتقد است اوکراین برای حفظ وضعیت موجود به جذب مداوم نیرو نیاز دارد، در حالی که کاهش جمعیت، تلفات انسانی و مشکلات جمعیتی، ظرفیت آن برای ادامه جنگ را محدود کرده است. ریتر همچنین از فرسایش زیرساخت‌ها و اقتصاد اوکراین سخن می‌گوید و معتقد است حملات روسیه و استمرار جنگ، فشار بر شبکه انرژی، آب و دیگر زیرساخت‌های حیاتی را افزایش داده است. از نگاه او، در نتیجه این فرسایش، روایت غرب درباره امکان پیروزی نظامی اوکراین به‌تدریج با واقعیت‌های میدانی و محدودیت‌های اقتصادی و انسانی این کشور در تعارض قرار گرفته است. ریتر ریشه بحران را نیز در حمایت غرب از جریان‌های ناسیونالیستی اوکراینی می‌داند و معتقد است نتیجه جنگ، ساختار سیاسی و سرزمینی اوکراین را به‌طور اساسی تغییر خواهد داد.روسیه با عبور از غرب، به استقلال و توسعه اقتصادی بیشتر دست یافته استریتر در نهایت می‌گوید دونالد ترامپ در ظاهر به دنبال پایان جنگ و ایجاد روابط اقتصادی با روسیه است، اما در درون ساختار سیاسی و امنیتی آمریکا نیروهایی همچنان با چنین رویکردی مخالفت می‌کنند. او از وجود شکاف میان رویکرد ترامپ و بخش‌هایی از ساختار امنیتی، اطلاعاتی و سیاسی آمریکا سخن می‌گوید و معتقد است تحریم‌های غرب نیز برخلاف هدف اولیه خود، روسیه را به سمت کاهش وابستگی به اقتصاد و سرمایه‌گذاری غرب سوق داده است.
این افسر بازنشسته تأکید می‌کند روسیه در نتیجه این فشارها بخش قابل‌توجهی از روابط اقتصادی پیشین خود با غرب را کنار گذاشته و اقتصاد خود را بیشتر بر ظرفیت‌های داخلی و شرکای غیرغربی متمرکز کرده است. بنابراین، از دید او، سیاست فشار و تحریم نه‌تنها روسیه را از نظر اقتصادی منزوی نکرده، بلکه به افزایش استقلال اقتصادی این کشور و تقویت توان آن برای ادامه جنگ کمک کرده است.


نظرات شما