پیام ویژه - قائممقام رییس سازمان صداوسیما در امور فرهنگی در بخشی از یادداشت تازه خود با عنوان «نگاهی به جنگ رمضان و نقد سراسیمگی غربگرایان برای مقابله با تغییر پارادایم»، روایتی از گفتوگوهایش با قاسم سلیمانی درباره سوریه نقل کرده و مدعی شده است که برخی مسئولان دولت وقت مانع توسعه حضور اقتصادی و دیپلماتیک ایران در سوریه شده بودند.
وحید جلیلی با بازخوانی دیداری با قاسم سلیمانی در سال ۱۳۹۶، ادعاهایی درباره اختلاف نظر میان فرمانده پیشین نیروی قدس و محمدجواد ظریف بر سر توسعه روابط اقتصادی ایران و سوریه مطرح کرده است.
او در یادداشتی نوشته است: خدا رحمت کند حاج قاسم را؛ سال ۹۶، یکی، دو هفته به دعوت بچههای قدس رفتم سوریه. بعد از اینکه برگشتم، یک چیزی برای آقا نوشتم که انتقادی بود.
آقا در حاشیهاش نوشته بودند: «اگر طرحی دارید، بدهید.» بعد نامه را داده بودند به حاج قاسم و گفته بودند: «با این جلسه بگذار، ببین چه میگوید.»
بیشتر بخوانید: فلاحتپیشه: قرار بود فسفات سوریه را [به جای طلبمان] از بندر طرطوس صادر کنیم، روسها گفتند این بندر قرق ماست؛ خودشان فسفات سوریه را بردند
حاج قاسم گفت: «بیا، حالا حرفهای تو را بشنویم.» من چهل تا پیشنهاد نوشتم. با چند نفر از بچههای دیگر رفتیم خدمت ایشان. پیشنهادها را دادم. بیشتر راجع به توسعه روابط اقتصادی، علمی، دانشگاهی و هنری با سوریه بود. خواند، بعد انداخت روی میز و گفت: «فکر کردی اینها به عقل خود من نرسیده؟» بعد شروع کرد توضیح دادن و درد دل کردن. زمستان ۹۶ بود.
گفت: «من رفتم پیش آقای بشار اسد. بشار گفت ما به شما مدیونیم و بندر طرطوس مال شما.» اینش را یادم مانده؛ فکر کنم معادن فسفات را هم گفت یا چیزی مشابه این. گفت: «این را من با شوق و ذوق بردم توی هیئت دولت، اما آن آقای وزیر مرا مسخره کرد. گفت: "طرطوس بهت داده؟ بندر به چه درد ما میخورد؟"»
گفتم: «بندر توی مدیترانه به درد نمیخورد؟» بعد گفت: «به این آقای ظریف گفتم جنگ دارد تمام میشود، ما میخواهیم روابط اقتصادیمان را توسعه بدهیم. الان وقتش است که بازرگانهای ما، تجار ما و کارآفرینهای ما بیایند اینجا و از این ظرفیت اقتصادی سوریه حداکثر استفاده را بکنند. من هم موافقت اصولیاش را از بشار گرفتهام.
گفتم نیروهای شما در وزارت خارجه که جرئت ندارند توی این فضا بیایند؛ میگویند ناامن است و... . من میخواهم در تمام شهرهای سوریه مراکزی بزنم که بشود پل ارتباطی بین فعالان اقتصادی ایران و فضای سوریه. جا از من، نیرو از من، پول از من؛ تو فقط اجازه بده من در حلب، حمص، حما، دیرالزور و نقاط مختلف سوریه یک تابلو بزنم و بگوییم: "کنسولگری ایران." گفت: «باور میکنی اجازه نمیدهد؟» در این حد اخلال میکردهاند؛ همین آقایی که میگوید میدان در دیپلماسی اخلال میکرد! این چیزی بود که من خودم از حاج قاسم شنیدم. چند نفر دیگر از دوستان فرهنگی هم در آن جلسه بودند. بعد میگوید: «میدان باید در خدمت دیپلماسی میبود!»
مگر میتواند آدمی مثل حاج قاسم، با آن عزت و با آن استغنا، بیاید در خدمت «دیپلماسیِ التماسی» تو قرار بگیرد؟ وقتی تو حاضر نبودی حتی برای منافع ملی ایران، این کمترین همکاری را با میدان بکنی. اتفاقاً آنجا بحث فایده بود. تو اگر هزینه میدادی در سوریه و فایدهاش را میبردی، این یک گزاره تازهای را به معادلات بینالملل جمهوری اسلامی اضافه میکرد. جدا از این که کل حضور ما در سوریه و لبنان، فایده بود و تضمین امنیت ملی ما بود و امروز معلوم شده شعار «نه غزه، نه لبنان» چقدر اسرائیلی و بر ضد منافع ایران بود. اما انگاره اصلی که رفقای شما به جامعه القا کرده بودند، این بود که اگر در مبارزه با اسرائیل هزینه دادی، هیچ فایدهای ندارد! باز میخواهم برگردم به آن بحث اصلی که از نظر غربگراهای ایران، هر گزارهای، هر پدیدهای، هر اتفاقی و هر ماجرایی که نشان بدهد «نظم قدیم شل شده» خطرناک است و باید آن را تکذیب، تحریف و انکار کرد. و متقابلاً هر چیزی که نظم کهنه و روبهافول قبلی را بزک کند و صورت آمریکا را سرخ نگه دارد، مطلوب این آقایان است. رسماً در سخنرانیهایشان میگفتند: «هیچ کاری برای این کشور بدون اجازه کدخدا به ثمر نمیرسد. آب خوردن شما هم به اجازه کدخدا بستگی دارد.»