يکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵
سیاسی

روایت رئیس شورای روابط خارجی آمریکا از گزینه‌های ترامپ در جنگ

روایت رئیس شورای روابط خارجی آمریکا از گزینه‌های ترامپ در جنگ
پیام ویژه - فارس/ رئیس شورای روابط خارجی آمریکا معتقد است که در رابطه با جنگ ایران، ترامپ سه گزینه پیش‌روی خود دارد: تشدید حملات که به نابودی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس ختم ...
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - فارس / رئیس شورای روابط خارجی آمریکا معتقد است که در رابطه با جنگ ایران، ترامپ سه گزینه پیش‌روی خود دارد: تشدید حملات که به نابودی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس ختم می‌شود؛ تنش‌زدایی یکطرفه که به منزله پذیرش شکست از سوی آمریکا‌ تفسیر می‌شود؛ وضعیت نه جنگ نه صلح، که ظاهراً ترامپ در حال حاضر به آن رضایت داده است.
مایکل فرومن، رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در یادداشتی تحلیلی می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد که جنگ کنونی آمریکا علیه ایران و تحولات پیرامون آن چگونه پایان خواهد یافت؟ او مدعی‌ست که ترامپ، احتمالاً باید از میان سه گزینه نامطلوب، گزینه‌ای با کمترین صدمات را انتخاب کند: تشدید چشمگیر جنگ، تنش‌زدایی از طریق مصالحه یا ادامه بن‌بست آشفته کنونی.گزینه تشدید حملات، نه تسلیم ایران بلکه نابودی کشورهای حاشیه خلیج فارس را تضمین می‌کندفرومن نخستین گزینه را اینچنین تشریح می‌کند؛ آمریکا بکوشد با توسل به حملات نظامی بیشتر و گسترده، راه خروج خود را از این وضعیت باز کند.
او مدعی‌ست بر اساس آنچه که ترامپ و اطرافیان او در رسانه‌ها اعلام می‌کنند، آمریکا به‌طور جدی در حال بررسی این گزینه است؛ برای مثال ترامپ اوایل هفته جاری اعلام کرد که ازسرگیری حملات مستمر و پرشدت، مشابه حملاتی را که در آغاز عملیات خشم حماسی انجام شد، مدنظر قرار داده است و مارکو روبیو هم گفت که آمریکا می‌تواند راهبرد «سر در برابر چشم» را در پیش گیرد.رئیس شورای روابط خارجی معتقد است آمریکا می‌تواند با هدف وارد کردن خسارت بیشتر به اقتصاد و جامعه ایران، زیرساخت‌های حیاتی این کشور، را هدف قرار دهد اما نتیجه چنین رویکردی را کاملاً آشکار توصیف می‌کند و آن را اسباب تضعیف جایگاه اخلاقی! آمریکا می‌داند که هرگز نمی‌تواند تسلیم‌شدن ایران را نیز تضمین کند.
فرومن تأکید می‌کند فارغ از این ابهام، باید توجه داشت که اغاز چنین جنگی، جعبه پاندورایی را باز خواهد کرد که می‌تواند آغاز یک «جنگ تمام‌عیار» را رقم بزند که در آن تمام زیرساخت‌های حیاتی، تأسیسات انرژی و برق و همچنین آب‌شیرین‌کن‌ها در تمام کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، نابود می‌شوند.
جنگ زمینی محکوم به شکست است و ترور مقامات باعث تقویت اراده جنگی ایران می‌شودبه عقیده فرومن ترامپ همچنین می‌تواند نیروهای زمینی آمریکا را وارد میدان کند؛ ازجمله برای تصرف جزیره خارک که بخش عمده صادرات نفت ایران از طریق آن انجام می‌شود و نیز اشغال نواری از خاک ایران در مجاورت تنگه هرمز، با این هدف که عبور ایمن شناورهای در حال تردد از این تنگه تضمین شود. اما او خود تصدیق می‌کند که چنین عملیاتی نتیجه پایداری نخواهد داشت و می‌تواند هزاران نیروی نظامی آمریکایی و حجم انبوهی از تجهیزات ارزشمند نیروی دریایی این کشور را در معرض نابودی کامل قرار دهد.به عقیده این کارشناس، آمریکا در مسیر تشدید همچنین می‌تواند بار دیگر رهبران ارشد ایران را هدف [ترور] قرار دهد. در اینجا نیز خود او تصدیق می‌کند که جمهوری اسلامی پس از چنین حملاتی توانایی بی‌نظیر و چشمگیری در جایگزین‌کردن مقامات ترور شده از خود نشان داده است؛ او همچنین تأکید می‌کند پس از این قبیل اقدامات، عزم مقامات جدید، برای ادامه جنگ، تقویت می‌شود.
فرومن برای تأیید ادعای خود به تحلیل ری تکیه و روئل مارک گرشت، دوتن از دیگر کارشناسان شورای روابط خارجی اشاره می‌کند که در مقاله‌ای برای روزنامه وال‌استریت ژورنال نوشته‌اند: «تهران در زمان جنگ از مزیتی نسبت به واشنگتن برخوردار است، زیرا نخبگان حاکم ایران خواهان جنگیدن هستند و آمادگی خود را برای تحمل درد و رنجی به‌مراتب بیشتر از دونالد ترامپ نشان داده‌اند.» تنش‌زدایی یکطرفه آمریکایی، اعتبار آمریکا را از بین خواهد بردپس از این فرومن دومین گزینه‌ را در قالب «تنش‌زدایی» مطرح می‌کند. او معتقد است این گزینه در عمل، به مثابه تسلیم شدن آمریکا جلوه می‌کند. زیرا برای عملیاتی شدن این گزینه، آمریکا باید حضور نظامی خود را به میزان قابل‌توجهی کاهش دهد، سپس اعلام کند که در تحقق اهداف نظامی اعلام‌شده عملیات خشم حماسی به پیروزی رسیده و دست‌کم تا اندازه‌ای، سلطه ایران بر تنگه هرمز را بپذیرد.
هزینه‌های جنگ به عقیده این صهیونیست آمریکایی، تا به اینجا هم سنگین است و ظاهراً ترامپ و/یا مردم آمریکا تمایلی به پذیرش چنین هزینه‌هایی ندارند. او مدعی‌ست در حملات جدید ایران به پایگاه هوایی موفق‌السلطی در ازرق اردن، چند نظامی دیگر آمریکایی کشته شدند و نظرسنجی‌های جدید نشان می‌دهد که ۶۸ درصد از آمریکایی‌ها معتقدند جنگ ایران «ارزش جنگیدن نداشته است». در کنار این موارد، فرومن به هزینه‌های راهبردی جنگ نیز اشاره می‌کند؛ ازجمله کاهش بیشتر و سریع‌تر ذخایر مهمات آمریکا که هم‌اکنون نیز با کمبود مواجه‌اند و انتقال نیروها از صحنه‌های عملیاتی دارای اولویت، مانند منطقه هند ـ اقیانوس آرام به غرب آسیا. چنین وضعیتی به عقیده او می‌تواند چین را به انجام اقداماتی فرصت‌طلبانه در تنگه تایوان ترغیب کند.
رئیس شورای روابط خارجی مدعی‌ست دفاع سیاسی از گزینه دوم دشوار خواهد بود. زیرا اگر آمریکا مفاد تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را دقیقاً همان‌گونه که نوشته شده اجرا کند، ایران همچنان در موقعیتی باقی خواهد ماند که بتواند هر زمان که بخواهد مسیر عبور از تنگه هرمز را مسدود کند یا دست‌کم برای عبور شناورها عوارض دریافت کند. فرومن این وضعیت را نامطلوب می‌داند زیرا هیچ اهرم قابل استفاده‌ای در اختیار آمریکا باقی نمی‌ماند که بخواهد با اتکا بر آن، در باب مسائل هسته‌ای به ایران فشار وارد کند. از این رو فرومن معتقد است تنش‌زدایی یک‌جانبه آمریکا، اعتماد شرکای منطقه و شرکا در سایر نقاط جهان به آمریکا را به‌عنوان یک تضمین‌کننده قابل‌اعتماد امنیت، از بین خواهد برد.ترامپ در حال حاضر به وضعیت نه جنگ نه صلح رضایت داده استفرومن نتیجه می‌گیرد که هر دو گزینه تشدید جنگ و تنش‌زدایی پیش روی ترامپ، نامطلوب‌ هستند.
به همین دلیل، از نظر این کارشناس، ترامپ به‌طور قابل‌درکی قصد دارد مسیری میانه را ترسیم کند: اتخاذ راهبرد حملات متقابل و مقابله به مثل، هم‌زمان با ارائه پیشنهادهای جدید برای توافق؛ رویکردی که به‌صورت موازی در حوزه‌های نظامی و دیپلماتیک دنبال می‌شود. بااین‌حال، هنوز مشخص نیست که آیا این رویکرد می‌تواند در هیچ‌یک از این دو جبهه موفق شود یا خیر.رئیس شورای روابط خارجی با تأکید مجدد بر افزایش هزینه‌های روزافزون جنگ و ابهام در نتیجه نهایی آن، مدعی می‌شود که هر دو سر طیف، یعنی تشدید جنگ یا تنش‌زدایی یکطرفه، راه به‌جایی نمی‌برد و لذا ممکن است ترامپ به این نتیجه رسیده باشد که درگیری کنونی در تنگه هرمز را به عنوان وضع موجود جدید حفظ کند.
این کارشناس در نهایت نتیجه می‌گیرد که تنگه هرمز نه کاملاً باز است و نه کاملاً بسته. آتش‌بس تقریباً هر روز با حملاتی نقض می‌شود و شلیک‌ها هم به صورت پراکنده ادامه دارد. قیمت نفت نیز بالاست، اما دست‌کم تا امروز به نظر نمی‌رسد که اقتصاد جهانی را فلج کرده باشد. بنابراین در غیاب یک گشایش مهم در جبهه نظامی یا دیپلماتیک، این وضعیت در حال تثبیت و سخت‌شدن است.


نظرات شما