پیام ویژه - روزنامه سازندگی / «پیام چین را باید شنید» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم فریدون مجلسی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
اظهارات تازه وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، در دیدار با وزیر امور خارجه کشورمان، درباره ضرورت بازگشایی تنگه هرمز، اهمیت بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد و پایان بحران در دریای سرخ، بیش از آنکه یک موضعگیری معمول دیپلماتیک باشد باید بهعنوان یک هشدار جدی تلقی شود. مسئله دیگر فقط اختلاف ایران با آمریکا و اسرائیل نیست. بحران اکنون به نقطهای رسیده که منافع اقتصادی و امنیتی چین، هند، پاکستان، ژاپن، کرهجنوبی، کشورهای عربی و بخش بزرگی از اروپا را نیز مستقیماً تحتتأثیر قرار داده است.
واقعیت ساده است. تنگه هرمز برای اقتصاد جهان یک شریان حیاتی است و ادامه اختلال در آن، دیر یا زود کشورهای بیشتری را در برابر ایران قرار خواهد داد. ایران نمیتواند انتظار داشته باشد، کشورهایی که میلیاردها دلار تجارت و انرژی آنها از این مسیر عبور میکند برای مدت نامحدود هزینه یک منازعهای را بپردازند که خود در ایجاد آن نقشی نداشتهاند.
چین در این میان جایگاه ویژهای دارد؛ بخش عمده تجارت چین با منطقه خلیج فارس با کشورهای عربی انجام میشود و پکن بیش از هر چیز نگران استمرار جریان انرژی و تجارت است. چین نمیخواهد، بحران هرمز به اقتصادش آسیب بزند؛ از سوی دیگر نمیخواهد نتیجه این بحران افزایش نفوذ آمریکا در منطقه باشد. بنابراین پیام وانگ یی را باید روشن فهمید: پکن خواهان پایان یافتن اختلال در کشتیرانی و بازگشت مسیرهای تجاری به وضعیت عادی است.
این پیام برای ایران یک تهدید نیست؛ یک فرصت است. تهران میتواند بهجای آنکه چین را صرفاً در جبهه مقابله با آمریکا تعریف کند از منافع مشترک پکن و سایر کشورهای آسیایی و اروپایی برای باز کردن یک مسیر مذاکره استفاده کند. هند، پاکستان، ژاپن و کرهجنوبی نیز از ناامنی مسیرهای دریایی زیان میبینند و کشورهای اروپایی نیز نمیتوانند نسبت به اختلال در جریان انرژی و تجارت بیتفاوت بمانند. این مجموعه منافع مشترک میتواند زمینهای برای یک ابتکار دیپلماتیک فراهم کند.
مسئله اصلی اکنون این است که ایران نگذارد مخالفت با آمریکا به تقابل با بخش بزرگی از جهان تبدیل شود. دشمنی تهران با آمریکا و اسرائیل ممکن است همچنان ادامه داشته باشد اما این به آن معنا نیست که ایران باید همزمان هزینه اقتصادی و سیاسی آن را به کشورهایی تحمیل کند که شریک منازعه نیستند. اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است فشارها بر تهران افزایش یابد. کشورهایی که امروز نگران امنیت تجارت خود هستند، ممکن است فردا بهجای درخواست از همه طرفها برای کاهش تنش، ایران را نیز مسئول وضعیت موجود بدانند و برای تغییر آن فشار وارد کنند. در چنین شرایطی، هزینه سیاسی و اقتصادی بحران بیشتر خواهد شد. از سوی دیگر، ادامه درگیری، مردم منطقه را نیز بیش از پیش در معرض خطر قرار میدهد. بحران دریای سرخ و جنگ یمن، نمونه روشنی از این وضعیت است. هرچه دامنه رویارویی گستردهتر شود احتمال واکنشهای شدیدتر نیز افزایش مییابد. اکنون زمان آن نیست که هر پیام دیپلماتیک از بیرون را نادیده گرفت. برخی از این پیامها میتوانند، فرصت خروج همراه با امتیازگیری برای ایران باشند. موضع روشن باید این باشد: ایران باید از ظرفیت چین و دیگر کشورهای ذینفع برای باز کردن مسیر مذاکره استفاده کند و در صورت امکان با حفظ عزت و منافع ملی، زمینه بازگشت آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را فراهم آورد.
تنگه هرمز نباید به نقطهای تبدیل شود که قابلیت خود را از دست بدهد و ایران را در برابر همه کسانی قرار دهد که امنیت و اقتصادشان به این آبراه وابسته است.
پیام چین را باید شنید.