پیام ویژه - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
عبدالرحمن فتح الهی| این روزها که موعد پایان دوره ریاست پیمان جبلی بر صداوسیما نزدیک شده، بیش از آنکه کارنامه پنجساله او در معرض داوری افکار عمومی باشد، خودِ جبلی در حال روایت کارنامه خویش است. گویی رسانه ملی بهجای آنکه آینه جامعه باشد، به آینهای برای دیدن مدیران خود بدل شده است. سهشنبهای که گذشت، نمونهای روشن از آخرین تکاپوهای جبلی برای دفاع از کارنامه خودش بود. رئیس سازمان، ابتدا در نشست «افق تحول» از دستاوردهای پنجساله گفت و سپس در رسانه تحت مدیریت خود به دفاع از همان کارنامه پرداخت و شد مصداقی کمنظیر از «خودگویی و خودخندی، عجب مرد هنرمندی».
مسئله اما این نیست که جبلی از عملکرد خود دفاع میکند؛ مسئله آن است که میان تصویری که مدیران از صداوسیما ترسیم میکنند و تصویری که بخشی از جامعه از آن میبیند، شکافی جدی شکل گرفته است. در ادبیات جبلی، سخن از «مرجعیت»، «روایت اول»، «هویت»، «عدالت» و «مردم» است، اما در عرصه عمومی، بحث کاهش مخاطب، فاصلهگرفتن بخشی از جامعه و انتقاد از یکسویهبودن روایتها همچنان پابرجاست. حتی گزارشهای اخیر درباره تلاش معاونت پارلمانی صداوسیما برای جمعآوری حمایت از ابقای جبلی، اگرچه از سوی منابع مختلف با جزئیات متفاوت روایت شده، خود به پرسشی مهم ختم میشود که چرا سازمانی که مدعی برخورداری از پشتوانه گسترده اجتماعی است، برای اثبات این پشتوانه باید به دنبال امضای نمایندگان مجلس باشد؟
بنا بر یکی از روایتهای مطرحشده، تلاش معاونت پارلمانی صداوسیما برای جلب حمایت نمایندگان مجلس، تا آنجا پیش رفت که تماسهای تلفنی و پیگیریهای فردبهفرد و حتی خانهبهخانه برای جمعآوری امضا پای نامه حمایت از رئیس سازمان و ابقای پیمان جبلی، در دستور کار قرار گرفت که سرانجام و برخلاف انتظار به کسب حمایت گسترده نمایندگان منجر نشد. نتیجه این رایزنیها نیز در اواخر مردادماه گویای نکتهای قابل تأمل بود؛ چراکه از مجموع ۲۸۵ نماینده مجلس، فقط ۷۴ نفر پای بیانیه حمایت از جبلی را امضا کردند که رقمی معادل حدود ۲۶ درصد نمایندگان حاضر بود. این عدد، البته بهتنهایی نمیتواند معیار داوری درباره عملکرد صداوسیما باشد، اما در مقام یک نشانه سیاسی، رقمی نیست که بتوان بهسادگی از کنار آن عبور کرد.
شاید بزرگترین آسیب کارنامه جبلی همین باشد؛ کلیدواژه «تحول» در سخنرانیهایش بسیار دیده میشود، اما مسئله اصلی صداوسیما نه کمبود واژههای بزرگ، بلکه فاصله میان این واژهها و تجربه واقعی مخاطب است. رسانهای که قرار است «ملی» باشد، پیش از هر چیز باید بازتابدهنده تکثر جامعه باشد؛ وگرنه هرقدر از «مردم» سخن بگوید، ممکن است صدایش از دیوارهای سازمان فراتر نرود و اینجاست که کنایه تاریخ، از هر بیانیهای رساتر میشود؛ شاید صداوسیما در فضای مهندسیشده و کمرقیب رسانهای در این پنج سال توانسته باشد «روایت اول» را در اختیار بگیرد، اما چرا روایت بخشی از مردم از خودِ صداوسیما، روایت دیگری است؟ شاید از همین شکاف است که برخی کارشناسان و چهرههای سیاسی، تعبیرهای کنایهآمیزی چون صداوسیمای «میلی» یا صداوسیمای «جبلی - جلیلی» را برای توصیف این دوره به کار بردهاند؛ تعابیری که فارغ از داوری درباره صحت یا نادرستیشان، نشانهای از فاصله میان «رسانه ملی» و تصویری است که بخشی از جامعه از آن پیدا کرده است.
در این میان، پرسشی بنیادین درباره آینده صداوسیما همچنان بیپاسخ مانده است که آیا مسئله این سازمان را میتوان به عملکرد و کارنامه یک مدیر مانند جبلی فروکاست یا آنچه امروز با آن مواجهیم، ریشه در ساختارهای عمیقتر، شیوه سیاستگذاری، سازوکارهای تصمیمگیری، نسبت رسانه با جامعه و اساسا تلقی آن از مفهوم «رسانه ملی» دارد؟ پاسخ به این پرسش، بیتردید فراتر از ماندن یا رفتن یک رئیس است. اگر مسئله صرفا تغییر مدیر تلقی شود، احتمالا بخش مهمی از بحران نادیده خواهد ماند؛ اما اگر ریشههای ساختاری آن دیده شود، میتوان درباره بازتعریف جایگاه صداوسیما، بازسازی سرمایه اجتماعی و نسبت آن با مخاطب ایرانی سخن گفت.
خطونشان برای منتقدان با چاشنی توهین
پیمان جبلی واپسین روزهای خود را به عنوان رئیس سازمان صداوسیما سپری میکند و تلاش دارد از عملکردش دفاع کند و از هر تریبونی در این مسیر استفاده میکند. کمااینکه بعدازظهر سهشنبه در هشتمین نشست سراسری افق تحول، با اشاره به گذشت پنج سال از آغاز دوره مدیریتی خود، مدعی آن بود: «اکنون زمان بازخوانی مسیری است که با محوریت تحول طی شده است». او تحول را فرایندی دائمی و مستمر و حرکتی به سمت بهترینشدن دانست و هشدار داد: «غرور، خستگی و ناامیدی میتواند حرکت به سمت قله را مختل و حتی به بازگشت به عقب منجر کند». جبلی، سند تحول صداوسیما را که پس از انتصاب او ارائه شد و مورد تأیید رهبر انقلاب قرار گرفت، میثاقی میان رسانه ملی، مردم و آینده فرهنگی و تمدنی کشور توصیف و ادعا کرد: «صداوسیما در این سالها بهدلیل پایبندی به این سند با سنگاندازیهایی مواجه شده، اما سیاست هویتمحور خود را ادامه خواهد داد». جبلی در ادامه با چاشنی توهین و تهدید سراغ منتقداتش را گرفت و تصریح کرد: «اگر کسی انتظار دارد صداوسیما بعد از اینهمه ایستادگی عقبنشینی کند، کور خوانده. رسانه ملی راهش را پیدا کرده و استوارتر در این مسیر گام برخواهد داشت».
رئیس صداوسیما در ادامه ادعاهای خود، «هویت» و «عدالت» را دو محور اساسی دوره تحول دانست و گفت: «هویت ایرانی و اسلامی باید در تولیدات، رویکردها و ساختارهای صداوسیما حضور داشته باشد». او همچنین مدعی شد: «رسانه ملی تلاش کرده سهم مردم را ادا کند و در برابر سهمخواهیهای سیاسی، به مردم و گروههایی توجه کند که کمتر در رسانه دیده شدهاند». جبلی مجموعه بحرانهای سالهای اخیر، از شهادت رئیسجمهور سیزدهم تا جنگهای اخیر را آزمونی مهم برای رسانه ملی دانست و گفت: «صداوسیما در این دوره از یک ابزار انتقال پیام به «نقشآفرین در متن میدان» و عنصری رویدادساز، میدانساز و جریانساز تبدیل شده است». او تثبیت مرجعیت شبکه خبر در بحرانها را نمونهای از تحقق هدف «روایت اول» دانست و در حالی که معلوم نیست جبلی برای دوره بعدی ریاست صداوسیما انتخاب شود یا خیر، «برای دوره آینده، افزایش خلاقیت، جهش در زیستبوم چندسکویی، تقویت جریانسازی و میدانسازی و جذب نیروهای جدید و انقلابی را ضروری دانست».
جبلی سهشنبهشب هم در شبکه خبر، پنج سال گذشته را پرچالشترین و پرحادثهترین دوره رسانه ملی توصیف کرد و مدعی بود: «سازمان در حوادثی مانند اعتراضات سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، شهادت رئیسجمهور، انتخابات زودهنگام و جنگهای اخیر، با وجود فشارها توانسته به فعالیت خود ادامه دهد». او «تابآوری» را یکی از مهمترین نقاط قوت صداوسیما دانست و با اشاره به حملات صورتگرفته به ساختمان شیشهای، فرستندهها و مراکز استانی، گفت: «در جنگ ۱۲روزه و جنگ اخیر هیچیک از شبکههای سازمان دچار اختلال نشدند». جبلی همچنین آمادهسازی برای انتخابات ریاستجمهوری در کمتر از ۵۰ روز را از دیگر نمونههای عملکرد سازمان عنوان کرد. رئیس صداوسیما ادعا کرد: «از سال ۱۴۰۳ روند کاهش مخاطبان متوقف و میزان مخاطبان افزایشی شده است» و برنامههای «هویتمحور» را یکی از عوامل این افزایش دانست؛ برنامههایی که به تعبیر او: «مردم، باورها و زیستبوم ایرانی را روایت میکنند».
جبلی همچنین از افزایش تنوع دیدگاههای سیاسی در برنامههایی مانند «شیوه» و «جامجم» سخن گفت و حضور دهها منتقد صداوسیما در برنامههای زنده و بیان انتقادات مستقیم آنان را نمونهای از «تضارب آرا» دانست. او در فراز قابل توجهی از دفاع خود از کارنامه پنجساله ریاستش بر صداوسیما، ادعا کرد «رسانه ملی متعلق به همه است» و مردم باید امکان شنیدن دیدگاههای مختلف را داشته باشند. جبلی درباره انتقادات از صداوسیما هم اذعان داشت «برخی انتقادات دقیق و ضروریاند»، اما بخشی دیگر را فاقد مبنای علمی و منصفانه دانست و از شیوه نظرسنجی مرکز تحقیقات سازمان دفاع کرد. جبلی در پاسخ به انتقاد درباره بازتابنیافتن جامعه در رسانه ملی، به رویکرد «سندمحور» در حوزه خبر و پیگیری مطالباتی مانند آزادسازی سواحل و مجوزهای کسبوکار اشاره کرد. او همچنین مسکن را یکی از دغدغههای اصلی مردم دانست.