يکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵
سیاسی

فارن افرز: جنگ با ایران پایان هژمونی نظامی آمریکا را آشکار کرد

فارن افرز: جنگ با ایران پایان هژمونی نظامی آمریکا را آشکار کرد
پیام ویژه - فارس/ نشریه فارن افرز در تحلیلی با عنوان «ایران و قواعد جدید قدرت جهانی»، جنگ اخیر با ایران را نقطه عطفی در نظم بین‌الملل دانست و نوشت همان‌گونه که جنگ خلیج ...
  بزرگنمايي:

پیام ویژه - فارس / نشریه فارن افرز در تحلیلی با عنوان «ایران و قواعد جدید قدرت جهانی»، جنگ اخیر با ایران را نقطه عطفی در نظم بین‌الملل دانست و نوشت همان‌گونه که جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ آغازگر عصر سلطه بلامنازع آمریکا بود، جنگ علیه ایران نشان داد آن دوران به پایان رسیده است.
فارن افرز معتقد است جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ نقطه آغاز عصر سلطه بی‌رقیب آمریکا بود، اما جنگ اخیر علیه ایران نشان داد آن دوران به پایان رسیده و جهان وارد مرحله‌ای تازه از رقابت قدرت شده است.این نشریه در ابتدای تحلیل خود می‌نویسد که شب ۱۷ ژانویه ۱۹۹۱، زمانی که شبکه CNN تصاویر زنده حملات دقیق آمریکا به بغداد را مخابره می‌کرد، میلیون‌ها نفر در سراسر جهان برای نخستین بار قدرت نظامی ایالات متحده را به شکلی بی‌سابقه مشاهده کردند. به باور فارن افرز، آن تصاویر صرفاً نمایش یک عملیات نظامی نبود، بلکه آغازگر نظمی جدید در روابط بین‌الملل محسوب می‌شد.
به نوشته این نشریه، پیش از آغاز جنگ، عراق یکی از قدرتمندترین ارتش‌های منطقه را در اختیار داشت. ارتش صدام حسین پس از هشت سال جنگ با ایران همچنان نزدیک به یک میلیون نیرو و یکی از بزرگ‌ترین ناوگان‌های زرهی جهان را حفظ کرده بود. اشغال کویت نیز این نگرانی را به وجود آورده بود که بغداد با حمله به عربستان سعودی، بخش بزرگی از منابع نفتی جهان را در اختیار بگیرد.فارن افرز تأکید می‌کند که در آن زمان حتی در داخل آمریکا نیز کمتر کسی انتظار یک پیروزی سریع را داشت. خاطره شکست در ویتنام همچنان زنده بود، سنای آمریکا با اختلاف اندکی مجوز جنگ را صادر کرد و پنتاگون برای تحمل تلفات سنگین آماده شده بود. انتظار غالب، نبردی فرسایشی شبیه ویتنام بود، نه یک عملیات برق‌آسا.
اما نتیجه جنگ همه محاسبات را بر هم زد. به روایت فارن افرز، پس از پنج هفته حملات هوایی، نیروهای ائتلاف ظرف حدود ۱۰۰ ساعت کویت را آزاد کردند، ارتش عراق فروپاشید و بیش از ۳۰۰ هزار نظامی عراقی شکست خوردند، اسیر شدند یا گریختند؛ در حالی که تلفات رزمی آمریکا تنها ۱۴۷ نفر بود.این نشریه معتقد است اهمیت این پیروزی تنها به میدان نبرد محدود نشد. هم‌زمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا به قدرتی تبدیل شد که هیچ رقیب هم‌سطحی در برابر خود نمی‌دید و در مرکز شبکه‌های مالی، فناوری و ائتلاف‌های جهانی قرار گرفت.
از نگاه فارن افرز، عملیات «طوفان صحرا» برتری نظامی آمریکا را از یک مفهوم نظری به واقعیتی تبدیل کرد که دولت‌ها، سرمایه‌گذاران و افکار عمومی جهان آن را با چشم خود دیدند.فارن افرز جنگ خلیج فارس را یکی از معدود جنگ‌هایی می‌داند که تاریخ را به «قبل» و «بعد» تقسیم کرد. به اعتقاد این نشریه، این جنگ آغازگر عصر تک‌قطبی آمریکا بود؛ دوره‌ای که در آن قدرت نظامی واشنگتن ضامن جهانی‌شدن اقتصاد، رشد تجارت و ثبات نسبی نظام بین‌الملل به شمار می‌رفت.اما نویسنده تأکید می‌کند این دوران اکنون پایان یافته است. به باور فارن افرز، آمریکا دیگر برتری نظامی سال ۱۹۹۱ را در اختیار ندارد و جهانی‌شدن باعث شده فناوری‌های مورد نیاز برای جنگ‌های دقیق از انحصار قدرت‌های بزرگ خارج شود و در اختیار بازیگران ضعیف‌تر نیز قرار گیرد.
از نگاه این نشریه، جنگ با ایران نماد همین تحول تاریخی است. اگر جنگ خلیج فارس نمایش قدرت بلامنازع آمریکا بود، درگیری‌های اخیر در اطراف تنگه هرمز محدودیت‌های این قدرت را آشکار کرده است. فارن افرز می‌نویسد آمریکا دیگر قادر نیست با هزینه‌ای اندک اراده خود را از طریق قدرت نظامی بر دیگران تحمیل کند و حتی استفاده از این قدرت، بیش از آنکه ثبات ایجاد کند، به عاملی برای افزایش بی‌ثباتی تبدیل شده است.
به اعتقاد فارن افرز، آنچه امروز در تنگه هرمز رخ داده، ممکن است در آینده در ابعادی بسیار بزرگ‌تر در شرق آسیا و به‌ویژه در تنگه تایوان تکرار شود. برخلاف سناریوی رایج که در آن چین با محاصره دریایی، تایوان را تحت فشار قرار می‌دهد، اکنون این احتمال نیز مطرح است که تایوان با استفاده از پهپادها، سامانه‌های موشکی متحرک، حسگرهای تجاری و هوش مصنوعی بتواند تجارت دریایی چین را هدف قرار دهد.این نشریه یادآور می‌شود که حدود یک‌پنجم تجارت دریایی جهان از تنگه تایوان عبور می‌کند و اقتصاد چین نیز به‌شدت به تجارت خارجی وابسته است؛ به‌گونه‌ای که نزدیک به ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور به تجارت گره خورده و بخش عمده آن از مسیر دریا انجام می‌شود. از این رو، همان‌گونه که ایران از موقعیت راهبردی تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار استفاده کرد، تایوان نیز می‌تواند از موقعیت جغرافیایی خود بهره بگیرد.به نوشته فارن افرز، تایوان را می‌توان به سکوی پرتابی عظیم و غیرقابل غرق شدن تشبیه کرد که هزاران پهپاد با بردی تا حدود ۱۲۰۰ کیلومتر در اختیار دارد. چنین بردی بنادر اصلی چین از جمله شانگهای، نینگبو-ژوشان و شنژن را در تیررس قرار می‌دهد. بنابراین تهدید تنها متوجه کشتی‌های عبوری از تنگه تایوان نخواهد بود، بلکه مسیرهای منتهی به مهم‌ترین بنادر تجاری چین نیز می‌تواند به‌طور مداوم ناامن شود.
این تحلیل تأکید می‌کند که هرچند چین قادر است بخشی از تجارت دریایی خود را از مسیرهای جایگزین عبور دهد، اما مسئله اصلی ادامه تجارت نیست، بلکه تداوم آن با هزینه قابل قبول و در شرایط قابل پیش‌بینی است. همان‌طور که حملات به دریای سرخ موجب تغییر مسیر کشتی‌ها به دور آفریقا و افزایش شدید هزینه‌های حمل‌ونقل شد، ناامن شدن آب‌های اطراف تایوان نیز می‌تواند پیامدهای مشابهی برای اقتصاد چین به همراه داشته باشد.فارن افرز معتقد است تایوان حتی برای ایجاد چنین اختلالی نیازی به غرق کردن شمار زیادی از کشتی‌ها ندارد. تنها چند حمله موفق پهپادی یا حتی احتمال وقوع چنین حملاتی می‌تواند حق بیمه کشتی‌ها را افزایش دهد، شرکت‌های کشتیرانی را به بازنگری در ارزیابی ریسک وادار کند و حجم تجارت دریایی را کاهش دهد. در نتیجه، حتی بدون وارد آمدن خسارت گسترده، اختلال اقتصادی به‌سرعت گسترش خواهد یافت.به نوشته این نشریه، با توجه به وابستگی اقتصاد جهانی به کالاهای تولید چین، چنین بحرانی ظرف چند ماه می‌تواند اقتصاد جهان را با رکود مواجه کند. در این شرایط، اقتصاد صادرات‌محور چین با شدیدترین شوک خارجی از زمان آغاز اصلاحات اقتصادی دهه ۱۹۸۰ روبه‌رو خواهد شد؛ زیرا واردات انرژی، زنجیره‌های تأمین، صنایع صادراتی، نظام مالی حمل‌ونقل دریایی و سرمایه‌گذاری خارجی هم‌زمان تحت فشار قرار خواهند گرفت.فارن افرز در ادامه نتیجه می‌گیرد که تجربه دشواری‌های آمریکا در جنگ ایران ممکن است رهبران چین را به این جمع‌بندی برساند که حمله به تایوان می‌تواند پیامدهایی بسیار سنگین‌تر از آنچه تصور می‌شود به همراه داشته باشد؛ زیرا تایوان قادر است همان راهبردی را که ایران در تنگه هرمز به کار گرفت، علیه چین اجرا کند.
قواعد جدید قدرتدر بخش پایانی، فارن افرز استدلال می‌کند که درگیری‌های آینده احتمالاً بیش از گذشته بر سر گلوگاه‌های حیاتی اقتصاد جهان، از جمله تنگه تایوان، دریای چین جنوبی، تنگه مالاکا، دریای سرخ و تنگه هرمز شکل خواهد گرفت.به باور این نشریه، افزایش هزینه‌های بیمه، گران‌تر شدن حمل‌ونقل دریایی، ایجاد زنجیره‌های تأمین موازی، افزایش ذخایر راهبردی و فشار دولت‌ها برای انتقال تولید به داخل کشور، به‌تدریج هزینه تجارت جهانی را بالا خواهد برد. در نتیجه، جهانی که طی دهه‌های گذشته با جهانی‌شدن به هم پیوسته بود، بار دیگر با شکاف‌ها و موانع ژئوپلیتیکی روبه‌رو خواهد شد.فارن افرز تأکید می‌کند برتری نظامی آمریکا دیگر به‌تنهایی تضمین‌کننده دستیابی به اهداف سیاسی نیست. هرچند واشنگتن همچنان قدرت تخریبی بی‌نظیری در اختیار دارد، اما نابود کردن اهداف نظامی با تحمیل اراده سیاسی بر رقبا دو مقوله متفاوت است. آمریکا می‌تواند به دشمنان خود آسیب وارد کند، اما بیش از گذشته در وادار کردن آنها به تسلیم با مشکل مواجه است.این نشریه همچنین معتقد است برتری آمریکا در تشدید تنش‌ها نیز دیگر مانند گذشته قطعی نیست؛ زیرا سلاح‌های دقیق، موقعیت جغرافیایی و شبکه‌های پراکنده نیروهای همسو، به بازیگران ضعیف‌تر اجازه می‌دهد سریع‌تر از آنکه قدرت‌های بزرگ بتوانند آنها را سرکوب کنند، هزینه‌های سنگینی تحمیل کنند.
در پایان، فارن افرز نتیجه می‌گیرد که در عصر جدید، هدف بازیگران ضعیف دیگر شکست نظامی مستقیم آمریکا نیست، بلکه آنها تلاش می‌کنند با ایجاد اختلال، افزایش هزینه‌ها و فرسایش اعتماد، اراده قدرت‌های بزرگ را تضعیف کنند. به اعتقاد نویسنده، اگر الگوی شکل‌گرفته در تنگه هرمز در مناطقی مانند تنگه تایوان نیز تکرار شود، سیاست بین‌الملل در دهه‌های آینده نه بر گسترش جهانی‌شدن، بلکه بر هزینه‌های روزافزون حفظ و حراست از آن استوار خواهد بود.


نظرات شما