پیام ویژه - وطن امروز /متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
برای ارزیابی سفر عراقچی به استانبول و مذاکرات ایران و ترکیه، قبل از پرداختن به محتوا، باید به شرایط برگزاری این گفتوگوها دقت کرد، رد و بدل شدن پیامها میان ایران و آمریکا در ترکیه در حالی واقع میشود که فضای موجود میان ایران و آمریکا یک فضای پرتنش و بر اساس مشاهدات موجود، در آستانه یک جنگ و درگیری نظامی است. ترامپ طی هفتهها و روزهای اخیر دهها بار ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است. او البته طبق عادت و فرمول همیشگی خود قبل از درگیری نظامی، یک ژست مذاکره و تمایل به توافق نیز گرفته است اما شرایطی که برای مذاکره تعیین کرده، نشان میدهد او اساسا به راهحل دیپلماتیک، دستکم در مقطع فعلی اعتقادی ندارد. استیو ویتکاف، نماینده ترامپ در موضوع ایران، ۴ شرط را به عنوان خواستههای آمریکا مطرح کرده است که عبارت است از:
بازار ![]()
1- تعطیلی غنیسازی
2- خروج همه ذخایر اورانیوم غنیشده بالای 67.3 درصد از ایران
3- محدودیت گسترده برنامه موشکی ایران
4- خلع سلاح نیروهای مقاومت در منطقه
این شروط مختصات تسلیم ایران است. در واقع ترامپ ایران را بر سر یک دوراهی قرار داده است:
الف- جنگ
ب- تسلیم و سپس جنگ
پاسخ ایران به این شروط مشخص است. ایران میداند پذیرش این شروط، عملا به معنای ترغیب آمریکا به جنگ و اشغال بدون هزینه ایران است؛ یعنی حتی اگر در صورت تسلیم شدن ایران چنانچه ترامپ در مقطع فعلی قصدی برای حمله به ایران نداشته باشد اما تسلیم شدن ایران، عملا او را تحریک و ترغیب میکند با یک کشور خلع سلاح شده اما دارای منابع طبیعی گسترده، وارد جنگ شود.
این شروط آمریکا به وضوح نشان میدهد در شرایط فعلی ترامپ خواستار مذاکره نیست.
او به طرز مستکبرانه و متفرعنانهای برای ایران هیچگونه حق قانونی قائل نیست و با سیاست ارعاب و فشار به دنبال تحقق اهداف خود است.
بنابراین پاسخ ایران به این شروط از همین الان مشخص است. هر کشور مستقلی در موقعیت ایران باشد، قطعا حاضر به پذیرش این شروط و تسلیم شدن در برابر خواستههای آمریکا نیست. معادله کاملا واضح است. ترامپ ایران را در مقابل این ۲ انتخاب قرار داده است:
اول- جنگ در شرایطی که ایران ابزار دفاعی و بازدارندگی موثر را در اختیار دارد.
دوم- جنگ در شرایطی که ایران ابزارهای دفاعی و بازدارندگی موثری در اختیار ندارد. بنابراین موضع ایران در برابر شروط آمریکا مشخص و ثابت و غیرقابل تغییر است.
اکنون سوال اساس این است: در چنین شرایطی، اساسا مذاکرات ایران و آمریکا با میانجیگری ترکیه، چه توجیهی دارد؟
برای پاسخ دقیق به این سوال، باید طیفی از مسائل و نکات مهم را بررسی کرد.
1- مذاکرات ترکیه این پیام را به جامعه جهانی بویژه افکار عمومی در ایران خواهد رساند که جمهوری اسلامی ایران حتی تا دقیقه ۹۰ نیز تلاش خود را برای جلوگیری از جنگ انجام داده است. در واقع ایران هرگز به دنبال جنگ نبوده و نیست. دیپلماسی را به جنگ ترجیح میدهد و در عمل و صادقانه نیز این موضع خود را نشان میدهد. به همین خاطر با وجود موضع ثابت و مشخص ایران مبنی بر عدم پذیرش شروط تسلیم اما تهران تمام تلاش خود را برای معتبرسازی مسیر دیپلماسی انجام داده است. این موضوع باعث میشود جامعه جهانی و جامعه ایران این واقعیت را درک کنند که با وجود عدم تمایل ایران و حتی تلاشهای دقیقه نودی اما جنگ به ایران در حال تحمیل است. کما اینکه به اعتقاد بسیاری کارشناسان، یکی از دلایل انسجام و همبستگی ملی ایران در جنگ ۱۲ روزه، رفتار صادقانه ایران در مذاکرات با آمریکا بود. اکنون نیز جامعه میبینند ایران همه تلاش خود را برای جلوگیری از جنگ انجام میدهد و جنگ احتمالی، یک اقدام تحمیلی به ایران است.
2- مذاکرات ترکیه میتواند فرصتی باشد تا طرف آمریکایی برآورد واقعبینانهتری نسبت به موقعیت و توان دفاعی ایران داشته باشد. نتانیاهو و لابی صهیونیستی در واشنگتن طی ماههای گذشته تلاش کردند ترامپ را متقاعد کنند جنگ علیه ایران، هزینه و تبعات خاصی برای آمریکا در پی نخواهد داشت و حمله به ایران در راستای راهبرد نظامی ترامپ یعنی «اقدام سریع/ خروج سریع» خواهد بود. در ترکیه اما قطعا طرف آمریکایی واقعیات مهمی درباره توان دفاعی و بازدارندگی ایران و همینطور هزینهها و تبعات جنگ برای آمریکا را خواهد شنید و خواهد دید. بنابراین مذاکرات ترکیه میتواند فرصتی باشد تا برآوردهای طرف آمریکایی درباره مختصات جنگ علیه ایران واقعی شود. برخی صاحبنظران معتقدند در صورتی که مقامات ترکیه در موضع خود مبنی بر مخالفت با جنگ صادق باشند، آنها نیز میتوانند در واقعی شدن برآوردهای آمریکاییها نسبت به جنگ و تبعات گسترده آن موثر باشند.
۳- مذاکرات ترکیه میتواند در راستای ادعا و ژست ترامپ مبنی بر ترجیح دیپلماسی بر جنگ نیز ارزیابی شود.
بررسی مواضع و رفتار ترامپ طی یک سال گذشته نشان میدهد او قبل از هر اقدام نظامی تلاش میکند اینگونه القا کند که مخالف جنگ است و چون دیپلماسی نتیجه نداده، دست به اقدام نظامی زده است. در جنگ ۱۲ روزه نیز ترامپ همین تاکتیک را استفاده کرد. پس از حمله آمریکا و رژیم صهیونسیتی به ایران، او مدعی شد طرف ایرانی از فرصت مذاکره و دیپلماسی استفاده نکرد. این یک ادعای جعلی و کذب بود. همه دنیا به وضوح مشاهده کرد ایران در آن مذاکرات کاملا جدی و در پی حصول توافق بوده و درست در میانه مذاکرات عراقچی و ویتکاف و ۲ روز مانده به دور جدید مذاکرات، آمریکا فرمان حمله به ایران را به نتانیاهو صادر کرد. یعنی در حالی که ترامپ در ظاهر ادعا میکرد در حال مذاکره با ایران است، پشت پرده در حال انجام هماهنگی با نتانیاهو برای نحوه حمله به ایران و تعیین اهداف مورد نظر بود. ترامپ اخیرا نیز اعتراف کرد جنگ ۱۲ روزه با مدیریت او انجام شد؛ اظهار نظری که نشان میدهد در واقع او فرمانده جنگ علیه ایران بوده است. بنابراین ژست ترامپ مبنی بر ترجیح دیپلماسی به جنگ، یک ادعای دروغ و رسواست. با این حال به نظر میرسد یکی از اهداف آمریکاییها در مذاکرات ترکیه، زمینهسازی برای تکرار همین ترفند ترامپ است.
۴- به اعتقاد کارشناسان نظامی، آرایش نظامی فعلی آمریکا در منطقه، نشاندهنده آمادگی این کشور برای شروع یک جنگ بزرگ و گسترده علیه ایران نیست. کما اینکه برخی معتقدند بخشی از تجهیزات نظامی مهم آمریکا در منطقه مانند ناو آبراهام لینکلن قابلیت ماندگاری درازمدت در منطقه را ندارد و طبق برنامهریزیهای قبلی باید بزودی منطقه را ترک کند. از سوی دیگر ترامپ در روزهای اخیر خبر داد گسیل تجهیزات و تسلیحات به منطقه همچنان ادامه دارد. برخی رسانهها نیز اعلام کردند ناو جورج بوش در راه غرب آسیاست و تا چند روز دیگر به محدوده عملیاتی جنگ علیه ایران نزدیک میشود. به همین خاطر، برخی کارشناسان این گمانه را مطرح کردهاند که یکی از اهداف آمریکا از مذاکره با ایران در ترکیه، خرید وقت تا رسیدن ناوگروه جدید است. البته عنصر غافگیری نیز یکی دیگر از گمانههایی است که درباره اهداف پشتپرده واشنگتن از مذاکرات ترکیه مطرح میشود. هرچند جنگ ۱۲ روزه نشان داد ایران تجربه لازم در اینباره را کسب کرده است. در مجموع به نظر نمیرسد مذاکرات ترکیه راهی به سوی دیپلماسی باز کند. عمده کارشناسان معتقدند همه شواهد و نشانهها حاکی است ترامپ تصمیم خود را درباره جنگ با ایران گرفته اما آنچه که باعث تردید او شده، هزینههای وارد شده به آمریکا در صورت حمله است. هفته گذشته برخی منابع گزارش دادند ترامپ اخیرا به ایران پیام داده بود آمریکا یکسری حملات محدود انجام میدهد و ایران این حملات را هضم کند یا واکنشی محدود نشان دهد اما ایران در پاسخ به این پیام تاکید کرد نهتنها این پیشنهاد را نمیپذیرد، بلکه هر نوع حمله ولو حمله محدود را با واکنشی سخت پاسخ خواهد داد. این پاسخ ایران مبتنی بر یک استراتژی واقعبینانه و منطقی است. ایران هرگز یک روند تدریجی حمله نظامی به خاک خود را نمیپذیرد و به دنبال آن است با نشان دادن پاسخ سخت، بازدارندگی خود را احیا و بازسازی کند. بر اساس دکترین دفاعی ایران، حمله محدود و پاسخ محدود پذیرفته نمیشود و هر نوع حمله، با واکنش نامحدود و فراگیر ایران رو به رو خواهد شد.