پیام ویژه - تابناک / تحولات مرتبط با کردهای سوری با افزایش احساس ناامیدی کردها نسبت به ایالات متحده همراه بوده است.
در حالی که واشنگتن سالها خود را متحدی راهبردی در مبارزه با داعش معرفی کرده، در لحظات حساس نقش خود را به ناظری منفعل یا میانجیای محتاط محدود کرده است.
اندیشکده آمریکایی استیمسون در مقالهای به بررسی تنشهای اخیر دولت سوریه و کردهای آن پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
در هفته گذشته، نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و اداره خودگردان کردهای همپیمان با آن، با مجموعهای سریع از عقبنشینیها روبهرو شدند؛ بهگونهای که ابتدا کنترل محلههای کردنشین حلب و سپس کل منطقه غرب فرات را از دست دادند؛ منطقهای که SDF آن را به وزارت دفاع سوریه تحویل داد.
پس از آن، گروههای قبایل عرب وارد شهرهای شرق فرات، از جمله طبقه و رقه ــ که سالها تحت کنترل SDF بودند ــ و همچنین میادین نفتی شرق دیرالزور شدند. این تحولات نقشه کنترل در سوریه را، بهویژه در امتداد بزرگراه راهبردی M۴، دگرگون کرده است.
با وجود این تغییرات و آغاز درگیریها، کانالهای مذاکره و میانجیگری همچنان باز ماندهاند. فضایی محدود، اما مهم برای گفتوگو میان SDF و دولت سوریه وجود دارد تا از لغزش این کشور به سوی چرخهای دیگر از تروریسم و انتقام، در میانه افزایش قطبیسازی فرقهای و قومی و تشدید نفرتپراکنی و خشونت در سراسر کشور، جلوگیری شود.
کاهش حمایت آمریکا
این تحولات با افزایش احساس ناامیدی کردها نسبت به ایالات متحده همراه بوده است. در حالی که واشنگتن سالها خود را متحدی راهبردی در مبارزه با داعش معرفی کرده، در لحظات حساس نقش خود را به ناظری منفعل یا میانجیای محتاط محدود کرده است.
رهبران کرد که بهطور مستقیم با آمریکاییها در ارتباط بودهاند، به این تحلیلگر صراحتاً از شگفتی خود نسبت به این رویکرد سخن گفتهاند؛ رویکردی که به گفته آنان بیش از یک فرایند متوازنِ ادغام سیاسی، خواستار امتیازدهی یکجانبه است.
کاهش حمایت سیاسی و تضمینهای ملموس، این باور را در میان بسیاری از بازیگران کرد تقویت کرده که اتکا به چتر حمایتی آمریکا دیگر گزینهای امن نیست و تغییر منافع بینالمللی میتواند در هر زمان تعهدات گذشته را نادیده بگیرد.
برآورد میشود ۲ تا ۳.۵ میلیون کرد در سوریه زندگی میکنند که حدود ۱۰ درصد از کل جمعیت کشور را تشکیل میدهند. آنان عمدتاً در شمال و شرق سوریه، در مجاورت مناطق کردنشین ترکیه و عراق، متمرکز هستند.
احساس رهاشدگی از سوی ایالات متحده لزوماً به معنای گسست کامل نیست، اما کردها را ناگزیر میکند جایگاه خود را واقعبینانه بازبینی کرده و بهدنبال ترتیباتی پایدارتر و مبتنی بر داخل سوریه، بهدور از اتکا به گزینههای خارجی نامطمئن، باشند.
چنین تغییری در نهایت میتواند واشنگتن را از یک شریک قابلاعتماد و کمهزینه در مبارزه با تروریسم محروم کند و موجب بازنگری گستردهتر کردها در میزان اعتماد به سیاستهای منطقهای آمریکا شود—بهویژه پس از آنکه گروههایی که پیشتر بهعنوان سازمانهای تروریستی شناخته میشدند، کنترل مناطقی را به دست گرفتند که در اصل از داعش در عراق و سوریه آزاد شده بودند.
در میانه این تحولات، احمد الشرع، رئیسجمهور انتقالی سوریه، با صدور فرمانی ریاستجمهوری، وجود کردهای سوریه را بهعنوان مردمی با زبان، فرهنگ و هویتی متمایز به رسمیت شناخت؛ اقدامی که نخستین گام در مسیر شناسایی تاریخی آنان به شمار میرود.
این فرمان را همچنین میتوان تفسیر مقامات انتقالی از ماده دوم توافق ۱۰ مارس ۲۰۲۵ میان رئیسجمهور الشرع و فرمانده SDF، ژنرال مظلوم عبدی، دانست؛ توافقی که در آن SDF متعهد شد نیروهای خود را در ارتش جدید سوریه ادغام کند.
بسیاری از حقوقدانان این گام را دارای ارزش ملی قابلتوجهی در رسیدگی به مطالبات تاریخی کردها میدانند. با این حال، این فرمان نیازمند شفافسازی برخی مفاهیم و گنجاندن در بیانیه قانون اساسی کنونی و نیز قانون اساسی دائمی آینده است.
یک فرمان بهتنهایی نمیتواند تضمینی پایدار یا راهحلی جامع برای مسئله کردها باشد، بهویژه آنکه هر فرمان ریاستجمهوری میتواند با تصمیم اجرایی اصلاح یا لغو شود. از این رو، نبود تضمینهای الزامآور همچنان نگرانی اصلی کردها باقی مانده است.
گامهای بعدی SDF
نیروهای دموکراتیک سوریه تمرکز خود را بر استان حسکه معطوف کردهاند؛ استانی که شامل چندین منطقه بزرگ با اکثریت کرد و همچنین منابع اقتصادی کلیدی است. این امر به SDF امکان میدهد در چارچوب آتشبس و فرایند ادغام کامل در نهادهای دولتی سوریه، موقعیت خود را بازسازماندهی کند.
از جمله مهمترین نقاط تفاهم میان نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و دمشق ــ که میتواند آینده حکمرانی در این مناطق را شکل دهد ــ نخستین تعیین رسمی مناطق کردنشین و ایجاد یک نیروی امنیتی محلی تحت نظر وزارت کشور در عینالعرب/کوبانی است.
قرار است این نیرو بر اساس فهرست نامزدهایی که SDF پیشنهاد میکند، منصوب شود. این توافق همچنین شامل همکاری در مبارزه با داعش، ترتیبات بازگشت آوارگان به عفرین و شیخ مقصود، و سازوکارهایی برای تقسیم منابع اقتصادی است.
این تفاهمها امکان دستیابی به فرمولی را فراهم میکند که ضمن حفظ درجهای از ویژگیهای خاص مناطق کردنشین، اشکالی از تمرکززدایی اداری را بپذیرد که به جوامع محلی فضای بیشتری برای اداره امور خود و پیگیری توسعه بدهد؛ مشابه الگوهایی که در دیگر مناطق قومی، مانند سویدا با جمعیت قابل توجه دروزیهای سوری، وجود دارد.
از منظر عملی، آینده کردها در سوریه به توانایی طرفها در تبدیل این تعهدات سیاسی به واقعیتهای ملموس و تضمین هماهنگی پایدار میان رهبریهای محلی و دولت مرکزی بستگی دارد.
جدیترین چالش، ایجاد توازن میان اقتدار مرکزی و تبدیل اداره خودگردان کردها به واحدهای اداری رسمی پس از بیش از یک دهه جدایی از دمشق است. در این چارچوب، مسئله زنان و نقش آنان در ساختارهای نظامی و امنیتی آینده همچنان حلنشده باقی مانده است.
با وجود آنکه زنان نقشی محوری در SDF ایفا کردند، به نظر میرسد چارچوب مفهومی و نهادی ارتش نوظهور سوریه هنوز آمادگی پذیرش این تجربه را ندارد.
بهطور کلی، کردها امروز با تشدید مستقیم فشارهای دولتی علیه مناطق خود مواجهاند. آنان به این باور راسخ رسیدهاند که توافق حاصلشده در ۶ ژانویه ۲۰۲۶ در پاریس صرفاً به جنوب سوریه محدود نبوده و شمالشرق سوریه را نیز دربر میگیرد.
این بدان معناست که کردها، که نگران پرداخت هزینه توافقهای منطقهای هستند، اکنون با دو گزینه روشن روبهرو شدهاند: یا با نشان دادن درجهای از انعطافپذیری، عملگرایی و سازگاری، تمایز هویتی و چشمانداز خود از حکمرانی و خودمدیریتی را بهدور از تمرکزگرایی سخت حفظ کنند؛ یا مقاومت کرده و بهعنوان آخرین راهحل، به کارت نیروهای شبهنظامی کردی برای صیانت از هویت کردی و موجودیت جمعی و تداوم خود بهعنوان یک نیروی سیاسی تکیه کنند.
بازار ![]()